یک اتفاق جالب در زمان تشییع شهید عبدالحمید آقایی

یک اتفاق جالب در زمان تشییع شهید عبدالحمید آقایی

۸ تیر ۱۳۹۵ - ۱۱:۵۳:۲۰ کد مطلب: 7615

این اتفاق اگر در دانشگاه آزاد فسا به وقوع می پیوست و شهید آقایی را به دانشگاه آزاد فسا میدادند در نوع خود منحصر به فرد بود.

به گزارش فسایی، ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۴ همزمان با سالروز شهادت امام موسی کاظم(ع)، پیکرهای مطهر دو شهید گمنام هشت سال دفاع مقدس، در دانشگاه آزاد بیضا توسط دانشجویان  و اقشار مختلف مردم تشییع و خاکسپاری شدند.

در همین روز نیز پیکرهای مطهر دو شهید گمنام توسط دانشجویان و اقشار مختلف مردم در دانشگاه آزاد بیضا تشییع و خاکسپاری شدند.

جالب اینجاست یکی از شهدایی که در بیضا به خاک سپرده می شود شهید عبدالحمید آقایی از شهرستان فساست.
این اتفاق اگر در دانشگاه آزاد فسا به وقوع می پیوست و شهید آقایی را به دانشگاه آزاد فسا میدادند در نوع خود منحصر به فرد بود.

روز گذشته به خانواده شهید عبدالحمید آقایی خبردادند پس از انجام آزمایش دی ان ای فرزندشان شناسایی شده و این شهید والا مقام به عنوان شهید گمنام در دانشگاه آزاد اسلامی بیضا به خاک سپرده شده است.

تشیع و تدفین دو شهید گمنام در دانشگاه آزادتشیع و تدفین دو شهید گمنام در دانشگاه آزادتشیع و تدفین دو شهید گمنام در دانشگاه آزادتشیع و تدفین دو شهید گمنام در دانشگاه آزاد

تشیع و تدفین دو شهید گمنام در دانشگاه آزاد

تشیع و تدفین دو شهید گمنام در دانشگاه آزاد

 

وقتی سایه لطف الهی بدخواهان انقلاب را به هدفشان نمی رساند

مروری بر ترور نافرجام آیت الله خامنه ای:

وقتی سایه لطف الهی بدخواهان انقلاب را به هدفشان نمی رساند

۶ تیر ۱۳۹۵ - ۱۳:۴۶:۲۷ کد مطلب: 7612

حادثه ۶ تیر یکی از چند توطئه برنامه ریزی شده امریکا توسط سازمان مجاهدین خلق بود که تنها در سایه لطف الهی، بدخواهان انقلاب اسلامی را به مقصودشان نرساند.
 

 

به گزارش خبرگزاری شبستان، 6 تیر یادآور حادثه تلخ سوء قصد به جان آیت الله خامنه ای رهبر انقلاب و امام جمعه موقت آن زمان است، این حادثه یک روز قبل از حادثه 7 تیر در مسجد ابوذر واقع در خیابان فلاح رخ داد. این حادثه با جاسازی مواد منفجره در دستگاه ضبط صوت در محل تریبون سخنرانی رهبر انقلاب اتفاق افتاد و به توفیق الهی قصد شوم عناصر منافقین مورد حمایت آمریکا عملی نشد و تنها در این حادثه جراحاتی به دست راست ایشان وارد شد.

جواد قدیری، عامل ترور و عضو سازمان مجاهدین خلق بود. او شوهر اول زهره عطریانفر (خواهر محمد عطریانفر) بود؛ جواد قدیری دارای سابقه تشکیلاتی کار با مجاهدین خلق ( قبل از انقلاب ) و با «مسعود رجوی» هم بند بوده. وی از اعضای قدیمی و مهم سازمان و نفوذی در کمیته انقلاب مستقر در اداره دوم ارتش بود، بعد از ترور نافرجام سید علی خامنه‌ای در 6 تیر 1360 متواری شد و از کشور گریخت. وی همچنین در سرقت اسناد مربوط به کودتای نوژه نیز دست داشته‌است.در سال ۱۳۶۴، نام قدیری در لیست شورای مرکزی سازمان مجاهدین خلق به عنوان مرکزیت درج گردید. نامهای دیگر او محمد جواد قدیری مدرس و محمد جواد قدیری کفرایی است.

رهبر انقلاب در آن زمان امام جمعه موقت تهران و نماینده امام خمینی (ره) در شورای عالی دفاع بودند، پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله العظمی سید علی خامنه ای نیز در شرح این حادثه نوشته است:

چهار پنج روز از عزل بنی‌صدر می‌گذشت. جنگ با عراق و شورش منافقین بعد از اعلام جنگ مسلحانه با جمهوری اسلامی، بحث داغ محافل بود. آیت‌الله خامنه‌ای که از جبهه‌ها برگشته و خدمت امام رسیده بودند، بعد از دیدار، طبق برنامه‌ی شنبه‌ها، عازم یکی از مساجد جنوب‌شهر برای سخنرانی بودند.

 

خودرو حامل آیت‌الله خامنه‌ای که از جماران حرکت می‌‌کرد، آن روز مهمان ویژه‌ای داشت؛ خلبان عباس بابایی که می‌خواست درد دل‌هایش را با نماینده‌ی امام در شورای عالی دفاع در میان بگذارد. آن‌ها نیم‌ ساعت زودتر از اذان ظهر به مسجد ابوذر رسیدند و گفت‌وگوشان را در همان مسجد ادامه دادند.‌

 

نماز ظهر تمام شد. آقا رفتند پشت تریبون. نمازگزاران همان‌طور منظم در صفوف نماز نشسته بودند. پرسش‌های نوشته‌ی مردم را به سخنران می‌دادند، اگرچه بعضی از پرسش‌ها تند و حتی گاهی بی‌ربط بود.

 

آقا در سخنرانی مقدمه‌ای ‌چیدند تا به این‌جا ‌رسیدند که: «امروز شایعات فراوانی بین مردم پخش شده و من می‌خواهم به بخشی از آن‌ها پاسخ بدهم.»

 

بین جمعیت ضبط صوتی دست به دست شد تا رسید به جوانی با قد متوسط و موهای فری و کت و پیراهن چهارخانه و صورتی با ته‌ریش مختصر که آن روزها کلیشه‌ی چهره‌ و تیپ خیلی از جوان‌ها بود. خودش را رساند به تریبون. ضبط را گذاشت روی تریبون؛ درست مقابل قلب سخنران. دستش را گذاشت روی دکمه‌ی Play. شاسی تق تق صدا کرد و روشن نشد؛ مثل حالت پایان نوار، اما او رفت.

 

یک دقیقه نگذشت که بلندگو شروع کرد به سوت کشیدن. آقا همین‌طور که صحبت می‌کردند، گفتند: «آقا این بلندگو را تنظیم کنید.» بعد خودشان را به سمت چپ کشیدند و از پشت تریبون کمی عقب آمدند و به صحبت ادامه دادند: «در زمان امیرالمؤمنین، زن در همه‌ی جوامع بشری -نه فقط در میان عرب‌ها- مظلوم بود. نه می‌گذاشتند درس بخواند، نه می‌گذاشتند در اجتماع وارد بشود و در مسائل سیاسی تبحر پیدا بکند، نه ممکن بود در میدان‌های... انفجار!

 

آقا که هنگام سخنرانی رو به جمعیت و پشت به قبله بودند، با یک چرخش 45 درجه‌ای به طرف چپ جایگاه افتادند. اولین محافظ خودش را بالایسر آقا رساند. مسجد کوچک بود و همان یک محافظ، به تنهایی تلاش کرد که آقا را بیاورد بیرون.

 

امام جماعت، متحیر وسط مسجد مانده بود. چشمش به یک ضبط صوت ‌افتاد که مثل یک کتاب، دو تکه شده بود. روی جداره‌ی داخلی ضبط شکسته، با ماژیک قرمز نوشته بودند «عیدی گروه فرقان به جمهوری اسلامی».

این گزارش می افزاید 25 سال پس از وقوع حادثه نیز پایگاه اطلاع‌رسانی khamenei.ir در گفتگویی با جمعی از محافظان و اعضای تیم پزشکی ایشان در سال 1360 با حضور در بیت معظم له، به بیان خاطرات و ناگفته‌هایی از حادثه تلخ ششم تیر 1360 پرداخت و در این مراسم خسروی وفا، حاجی‌باشی، جباری، جوادیان، پناهی و حیاتی از محافظان قدیمی رهبر انقلاب، به همراه 3 نفر از تیم پزشکی ایشان دکتر میلانی، دکتر زرگر و دکتر منافی به مرور خاطرات خود از ششم تیر 1360 پرداختند.

در بخشی از این گزارش آمده است:

"- اصلا اون روز مسجد یه جور دیگه بود...

 

- راست می‌گه! مثل همیشه نبود، هفته‌ قبل هم که برنامه لغو شد، اومده بودیم اما اینطوری نبود!

 

- توی حیاط یه جایی واسه ضبط صوت‌ها درست کرده بودیم.

 

- نماز ظهر که تموم شد، آقا رفتن پشت تریبون.

 

- سئوال‌ها هم خیلی تند و بعضا بی‌ربط بود...

 

- پرسیده بودن شما داماد وزیر گرفتی و فلان قدر مهر دخترت کردی.

 

- آقا اول کمی درباره شایعات علیه شهید مظلوم بهشتی صحبت کرد و بعد هم اشاره کرد که من اصلا دختر ندارم!

هرطور بود راه را باز کردیم و خودم برگشتم پشت تریبون، ضبط صوت مثل یک دفتر 40برگ از وسط باز شده بود. با ماژیک قرمز هم روی جداره داخلی‌‌اش نوشته بودند: "‌اولین عیدی گروه فرقان به جمهوری اسلامی!"

 

به هر ترتیبی بود آقا را سوار ماشین کردیم. یک بلیزر سفید. با سرعت از بین جمعیت کنده شدیم و راه افتادیم.

توی راه یک لحظه آقا به هوش آمدند. نگاهی به چهره‌ من کردند و از هوش رفتند. بعد‌ها پرسیدم آن لحظه چه چیزی احساس کردین، گفتند: "دو چیز! یکی اینکه ماشین داشت پرواز می‌کرد و دیگر اینکه سرم روی پای کسی بود..."

حاجی‌باشی یکدفعه نگاهش را از زمین می‌کند و بلندتر می‌گوید: توی ماشین همه‌اش به این فکر بودم که اگر اتفاقی بیافته، مردم به ما چی می‌گن؟! و دوباره باران، حرف‌هایش  را خیس می‌کند.

"جوادیان" ادامه می‌دهد: از جلوی یک درمانگاه گذشتیم که گفتم: "حسین! برگرد... درمانگاه ..."

 

پنج نفری وارد درمانگاه شدیم، همه هول برشان داشته بود، یک نفر غرق خون توی آغوش جباری، 3 نفر هم با لباس خونی و اسلحه دنبالش... اولین دکتری که آمد و نبض آقا را گرفت، بی‌معطلی گفت: دیگه کار از کار گذشته و رفت... پرستاری جلو آمد و گفت: "ببرینش بیمارستان بهارلو؛ پل جوادیه!"

 

به سرعت دویدیم سمت ماشین. پرستار هم همراهمان شد، با یک کپسول اکسیژن که توی ماشین نمی‌رفت و بچه‌ها روی رکاب در عقب گرفتنش تا بریم بیمارستان بهارلو...

 

توی مسیر بی‌سیم را برداشتم و :

 

- حافظ هفت! مرکز... مرکز! موقعیت پنجاه - پنجاه... (پنجاه - پنجاه موقعیت آماده‌باش بود) بعد گفتم: مرکز! حافظ هفت مجروح شده!

 

دوباره همه با هم ساکت شدند... انگار همین دیروز بوده، همین دیروز که از توی ماشین اعلام می‌کنند به دکتر فیاض بخش، دکتر زرگر و ... بگوئید از مجلس خودشان را برسانند، بیمارستان بهارلو.

 

ماشین از در عقب بیمارستان وارد محوطه می‌شود. برانکارد می‌آورند. آقا را می‌رسانند پشت در اتاق عمل. دکتری که از اتاق عمل بیرون می‌آید؛ نبض را می‌گیرد و با اطمینان می‌گوید: "تمام کرده!" اما...

 

اما دکتر فاضل که آن روز اتفاقی و برای مشاوره‌ یکی از بیماران در بیمارستان بهارلو حضور داشته، خودش را به اتاق عمل می‌رساند و دستور آماده سازی اتاق عمل را می‌دهد.

 

شهید بهشتی به من خبر داد. تازه رسیده بودم منزل. پیکانم را سوار شدم و راه افتادم. به محض رسیدن، دکتر محجوبی گفت نگران نباش، خون را بند آوردم. و من آماده شدم برای جراحی.

 

دکتر زرگر ادامه می‌دهد: رگ پیوندی می‌خواستیم، پای راست را شکافتیم. رگ دست راست و شبکه عصبی‌اش کاملا متلاشی شده بود. فقط توانستیم کمی جلوی خونریزی را بگیریم و کمی هم پانسمان کنیم. تصمیم بر این شد که آقا را ببریم بیمارستان قلب.

 

دکتر میلانی هم که مثل دکتر زرگر تمام موهای سرش سفید شده، غرق روزهای تلخ دهه 60 شده است، آرام و با تامل تعریف می‌کند:

 

جراحت خیلی سنگین بود، سمت راست بدن پر از ترکش و قطعات ضبط صوت بود، حتی یکی از ترکش‌ها زیر گلوی آقا جا خوش کرده بود. قسمتی از سینه ایشان کاملا سوخته بود! یکی دو تا از دنده‌ها هم شکسته بود. دست راست هم کاملا از کار افتاده بود و از شدت ضربه ورم کرده بود. استخوان‌های کتف و سینه کاملا دیده می‌شد. 37 واحد خونی و فراورده‌های خونی به آقا زده بودند که خود این تعداد، واکنش‌های انعقادی را مختل می‌کرد... دو سه بار نبض آقا افتاد و چند بار مجبور شدیم پانسمان را باز کنیم و دوباره رگ‌ها را مسدود کنیم... خیلی عجیب بود، انگار هیچ چیز به اراده‌ ما نبود...

دکتر منافی چشم‌هایش را روی هم می‌گذارد و آن روزها را اینگونه از پشت پرچین خاطرات ماندگارش بیرون می‌ریزد: مردم بیرون بیمارستان صف کشیده بودند برای اهدای خون. رادیو هم اعلام کرده بود جراحت به قلب آقا رسیده، عده‌ای توی محوطه جلوی اورژانس ایستاده بودند و می‌گفتند می‌خواهیم "قلبمان" را بدهیم... با هلی‌کوپتر، آقا را رساندیم بیمارستان قلب. لوله تنفس داشتند و تا بیمارستان دو بار مونیتور وضعیت نبض، خط ممتد نشان داد... عمل جراحی 3 ساعت طول کشید و آقا به بخش "آی سی یو" منتقل شدند. شب برای چند لحظه به هوش آمدند...کاغذ خواستند تا چیزی بنویسند... کاغذ که دادیم با دست چپ و خیلی آرام و با دقت چند کلمه را به زحمت کنار هم چیدند:

 

- همراهان من چطورند؟

 

چند روز بعد که دیگر مطمئن شده بودیم، دست راست کاملا از کار افتاده است، از تلویزیون آمدند تا گزارش تهیه کنند، یک ساعتی معطل شدند تا آقا به هوش بیایند، وقتی پرسیدند که حالتان چطور است؟ این پاسخ را گرفتند:

 

بشکست اگر دل من به فدای چشم مستت

 

سر خُمِّ می سلامت، شکند اگر سبویی‌

 

و حالا که 25 سال از آن روز تلخ گذشته، شاید شیرینی عیدی گروهک فرقان بیشتر خودش را نشان می‌دهد که به قول "خسروی وفا" هر وقت در حزب جلسه بود، آقا آخرین نفری بود که از حزب خارج می‌شد "و فردای آن روز هفتم تیر بود...

 

حالا شاید بهتر بشود فهمید چرا سال‌هاست ضربان قلب این مردم می‌گوید: دست‌خدا بر سر ماست... این دست، رنگ خدا را دیده و طعم بهشت را چشیده، سوغات یک سفر غیبی به آن سوی ابرهاست که پیش رهبر مانده تا به قول دکتر میلانی: "با دست موعود بیعت کند..."

 

صدای اذان یعنی شوق پرواز در آسمان آبی نماز. خودمان را به نمازخانه می‌رسانیم، این گروه آشنای قدیمی، صف اول و دوم نماز می‌ایستند... رهبر که می‌آید مثل پروانه‌های حرم رضوی که در بهار گرد زائر حضرتش بی‌قراری می‌کنند، دور آقا حلقه می‌زنند. دکتر میلانی زودتر از باقی خودش را به آقا می‌رساند و همینطور که با چشم خیس به دست آقا خیره شده، دست رهبر را می‌بوسد و غرق آن نگاه پدرانه می‌شود... و چه خنده‌ شیرینی بر لب‌های رهبر نقش بسته، خیلی وقت بود این جمع سال‌های جوانی را یکجا ندیده بود... چه غافلگیری لذتبخشی."

 

شهید فسایی پس از سی و سه سال انتظار سرانجام شناسایی شد

شهید عبدالحمید آقایی

شهید فسایی پس از سی و سه سال انتظار سرانجام شناسایی شد

۸ تیر ۱۳۹۵ - ۱۱:۴۵:۰۰ کد مطلب: 7614

ابر انتظار بغض ترکاند و باران رحمت را بر زمین تشنه دیدار یک خانواده شهید در شهرستان فسا نازل کرد.

به گزارش فسایی ، پیکر پاک شهید عبدالحمید آقایی پس از سی و سه سال شناسایی شد.

   سرهنگ علیرضا رحمانی فرمانده ناحیه مقاومت بسیج شهرستان فسا سه شنبه  طی گفتگو با خبرنگار فسایی گفت : این شهید والا مقام در عملیات والفجر مقدماتی در منطقه شرهانی به درجه رفیع شهادت رسید و مفقود الجسد شد .
وی ادامه داد: پیکر پاک این شهید والا مقام سال قبل با حضور مردم شهید پرور بخش بیضای شهرستان سپیدان به عنوان شهید گمنام در دانشگاه آزاد اسلامی این بخش به خاک سپرده شده است.
رحمانی اظهار داشت: پس از آزمایش های دی ان ای که بر روی، خانواده وی و پیکر پاک این شهید انجام شد، این شهید والا مقام شناسایی شد.
فرمانده ناحیه مقاومت بسیج شهرستان فسا گفت: طی مراسمی با حضور امام جمعه و بخشدار بیضا و رئیس دانشگاه آزاد اسلامی این منطقه و فرماندهی ناحیه مقاومت بسیج بخش بیضا این خبر به خانواده شهید اعلام شد.


پیکر پاک شهید عبدالحمید آقایی شهید شهرستان فسا پس از سی و سه سال انتظار سرانجام شناسایی شد و نوید وصل را برای این خانواده شهید به ارمغان آورد.
 

بهای نفت افزایش یافت/ بهای طلا در بالاترین سطح خود در 2 سال گذشته

بهای طلای سیاه و فلز زرد به دلیل تردیدها از آینده بازار در پی رای مردم انگلیس به خروج از اتحادیه اروپا، افزایش یافت.
به گزارش گروه بین‌الملل باشگاه خبرنگاران جوان، به نقل از رویترز، بهای نفت در اولین ساعات کاری روز سه‌شنبه، به دلیل اعتصاب احتمالی کارگاران در نروژ افزایش یافت. خبر خروج انگلیس از اتحادیه اروپا نیز بر این افزایش بها تاثیرگذار بوده است.

در صورت به تصویب نرسیدن افزایش دستمزد کارگران نروژ پیش از روز جمعه، احتمال دارد نزدیک به 755 کارگر در 7 میدان نفتی و گازی این کشور دست به اعتصاب بزنند. گفته می شود این میدان‌های نفتی نزدیک به 18 درصد تولیدات نفتی نروژ و همچنین 17 درصد تولیدات گاز طبیعی این کشور را شامل می‌شود.

بهای نفت خام وست تگزاس اینترمیدیت امروز با 35 سنت افزایش، به 49.68 دلار در هر بشکه رسید. نفت برنت نیز با 42 سنت افزایش، 47.58 دلار به ازای هر بشکه معامله شد.

روز دوشنبه، بهای طلا نیز برای دومین روز متوالی افزایش یافت و به بالاترین سطح خود در نزدیک به 2 سال گذشته رسید. دلیل این افزایش نیز تصمیم تاریخی انگلیس به جدایی از اتحادیه اروپا گزارش شده است که بازار جهانی را تحت تاثیر قرار داده است.

"راب هاورث" – استراتژیست ارشد سرمایه گذاری یک بانک آمریکایی – در اینباره گفت: "تردیدها در بازار این هفته ادامه خواهد یافت. تنها زمانی می‌توان اطمینان کسب کرد که مراحل سیاسی و اقدامات کلیدی سیاست‌گذاران مشخص شود."

بهای طلا با 2.30 دلار – 0.2 درصد – افزایش، به 1324.70 دلار در هر اونس رسید که بالاترین میزان آن از تاریخ 11 ژوئیه 2014 (20 تیر 1393) است.

نزول ملائکه و روح در شب قدر به چه معناست؟

قرآن در سوره قدر می فرماید «تنزل الملائکه و الروح» یعنی هم ملائکه و هم روح در شب قدر نازل می شوند. در تفسیر این آیه دیدگاه ‏های متفاوتی ذکر شده است.
نزول ملائکه و روح در شب قدر به چه معناست؟به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران جوان؛ بنا بر آیات اولیه سوره قدر بسیاری شب قدر را شب نزول یکباره قرآن دانسته اند. در تفسیر آیه ابتدایی سوره قدر آمده است که بنا به دلایلی به خوبى استفاده مى شود که قرآن مجید در ماه مبارک رمضان نازل شده است: «شهر رمضان الذى انزل فیه القرآن» (بقره ۱۸۵) و ظاهر این تعبیر آن است که تمام قرآن در این ماه نازل گردید. در نخستین آیه سوره قدر مى افزاید: ما آن را در شب قدر نازل کردیم (انا انزلناه فى لیلة القدر).

اگر چه در این آیه صریحا نام قرآن ذکر نشده ولى مسلم است که ضمیر انا انزلناه به قرآن باز مى گردد و ابهام ظاهرى آن براى بیان عظمت و اهمیت آن است.

تعبیر به انا انزلناه (ما آن را نازل کردیم) نیز اشاره دیگرى به عظمت این کتاب بزرگ آسمانى است که خداوند نزول آن را به خودش نسبت داده مخصوصا با صیغه متکلم مع الغیر که مفهوم جمعى دارد و دلیل بر عظمت است. نزول آن در شب قدر همان شبى که مقدرات و سرنوشت انسانها تعیین مى شود دلیل دیگرى بر سرنوشت ساز بودن این کتاب بزرگ آسمانى است.

از ضمیمه کردن این آیه با آیه سوره بقره که به آن اشاره شد، نتیجه گیرى مى شود که شب قدر در ماه مبارک رمضان است ، اما کدام شب است؟ از قرآن چیزى در این مورد استفاده نمى شود، ولى روایات در این باره بحث فراوان کرده اند که در پایان تفسیر این سوره به خواست خدا در این زمینه و مسائل دیگر سخن خواهیم گفت.

در اینجا سؤالى مطرح است و آن اینکه هم از نظر تاریخى و هم از نظر ارتباط محتواى قرآن با حوادث زندگى پیغمبر اکرم (ص) مسلم است که این کتاب آسمانى به طور تدریجى و در طى ۲۳ سال نازل گردید، این امر چگونه با آیات فوق که مى گوید در ماه رمضان و شب قدر نازل شده است سازگار مى باشد؟ پاسخ این سؤال - به گونه اى که بسیارى از محققان گفته اند این است که قرآن داراى دو نزول بوده است.

 نزول دفعى که در یک شب تمام آن بر قلب پاک پیغمبر اکرم (ص) یا بیت المعمور یا از لوح محفوظ به آسمان دنیا نازل گردید. و نزول تدریجى که در طول بیست و سه سال دوران نبوت انجام گرفت. بعضى نیز گفته اند آغاز نزول قرآن در لیلة القدر بوده نه تمام آن ولى این بر خلاف ظاهر آیه است که مى گوید ما قرآن را در شب قدر نازل کردیم.

قابل توجه اینکه درباره نازل شدن قرآن در بعضى از آیات تعبیر به «انزال» و در بعضى تعبیر به «تنزیل» شده است، و از پاره اى از متون لغت استفاده مى شود که تنزیل معمولا در جائى گفته مى شود که چیزى تدریجا نازل گردد، ولى «انزال» مفهوم وسیع ترى دارد که نزول دفعى را نیز شامل مى گردد، این تفاوت تعبیر که در آیات قرآن آمده مى تواند اشاره به دو نزول فوق باشد.

عدم تعیین شب قدر توسط قرآن کریم

مسئله دیگر «خود شب قدر» است، آن شبی که قرآن بر قلب مبارک پیامبر(ص) نازل شده است. در سوره قدر می فرماید «انا انزلناه فى لیلة القدر» ما این قرآن را در شب قدر فرستادیم، در سوره دخان هم داریم «انا انزلناه فی لیله مبارکه» پس هر دو سوره بر این دلالت دارند که انزال دفعی در یک شب واقع شده است لذا در این مسئله تردیدی نخواهد بود، این انزال در مقابل تنزیل است که بیست و سه سال به طول انجامیده است، حال این کدام شب است که اینگونه است؟

در سوره بقره محدوده این شب تا حدودی مشخص شده است، در آیه ۱۸۶ سوره بقره می فرماید «شهر رمضان الذى انزل فیه القرآن» ماه مبارک رمضان ماهی است که قرآن در آن نازل شده است و در دعاهایی که مستحب است در هر روز خوانده شود همین آیه را می خوانیم. تا این مقدار از قرآن کریم فهمیده می شود.

تنها راه تعیین شب قدر سنت پیامبر و ائمه معصومین

اما اینکه در ماه رمضان شب قدر چه شبی است تصریحی در قرآن نداریم و این مطلب از سنت پیامبر اکرم(ص) فهمیده می شود. ائمه فرموده اند این شب مشخص نشده است تا شما بر هر سه شب اهتمام بورزید زیرا هر سه شب مهم است. در روایت معروفی، زراره از امام صادق(ص) نقل می کند که حضرت فرمودند: «التقدیر فی لیلة تسع عشرة و الابرام فی لیلة احدی و عشرین و الامضاء فی لیلة ثلاث و عشرین» یعنی شب نوزدهم مثل این است که یک حکم را اندازه گیری کرده و پیش نویس می کنند، در شب بیست و یکم آن را محکم و پاکنویس می کنند و در شب بیست و سوم نهایتا آن حکم را صادر می کنند.

اینها تعابیری است تا بگویند آن دو شب، مقدمه آخرین شب هستند. ولی در فرهنگ شیعه و از سخنان ائمه معصومین و اولیای خدا کاملا واضح است که شب بیست و سوم را به عنوان شب اصلی بیان کرده اند.، بدون اینکه اهمیت آن دو شب را کم کنند لذا فرموده اند شما هر سه شب را احیا بدارید.

چرا شب قدر مخفى است؟

بسیارى معتقدند مخفى بودن شب قدر در میان شب هاى سال، یا در میان شب هاى ماه مبارک رمضان براى این است که مردم به همه این شب ها اهمیت دهند، همانگونه که خداوند رضاى خود را در میان انواع طاعات پنهان کرده تا مردم به همه طاعات روى آورند، و غضبش را در میان معاصى پنهان کرده تا از همه بپرهیزند، دوستانش را در میان مردم مخفى کرده تا همه را احترام کنند، اجابت را در میان دعاها پنهان کرده تا به همه دعاها رو آورند، اسم اعظم را در میان اسمائش مخفى ساخته تا همه را بزرگ دارند، و وقت مرگ را مخفى ساخته تا در همه حال آماده باشند. و این فلسفه مناسبى به نظر مى رسد.

نزول ملائکه و روح

در سوره قدر همچنین می فرماید «تنزل الملائکه و الروح» هم ملائکه و هم روح در این شب نازل می شوند. در مجمع البیان در تفسیر آیه دیدگاه ‏ها متفاوت است:

۱- از دیدگاه پاره‏اى منظور این است که فرشتگان به همراه جبرئیل در شب قدر به زمین فرود مى ‏آیند تا زمزمه عبادت و نیایش و تلاوت قرآن و راز و نیاز بندگان خالص و کمال‏طلب خدا را بشنوند و توبه و اصلاح ‏پذیرى و کارهاى شایسته آنان را بنگرند.

۲- امّا به باور پاره ‏اى دیگر، فرشتگان و جبرائیل به زمین فرود می آیند تا بر بندگان با معنویت خدا به امر او سلام نثار کنند.

۳- از دیدگاه برخى، فرشتگان به همراه جبرئیل هر آنچه را تدبیر و مقدّر و مقرر شده‏است به آسمان دنیا مى ‏آورند تا ساکنان آسمان دنیا بدانند و از رویدادهاى سال آینده به لطف حق آگاهى یابند.

۴-  امّا از دیدگاه «کعب» و «مقاتل» منظور از «روح» گروهى از فرشتگان گرانقدر هستند که آنان را دیگر فرشتگان، جز شب قدر نمى‏بینند، و آنان در این شب مبارک از هنگامه غروب آفتاب تا طلوع سپیده فجر براى انجام فرمان خدا فرود مى ‏آیند.

۵- و به باور پاره‏اى «روح» به معنى وحى مى‏باشد و منطور این است که در آن شب، فرشتگان با وحى خدا و پیام او که در بردارنده مقدّرات و سرنوشت‏ها و برکت‏هاست فرود مى‏آیند.
گفتنى است که در آیه دیگرى «روح» به معنى وحى به کار رفته است که «و کذلک اوحینا الیک روحاً من امرنا» یعنی همان گونه که بر پیامبران پیشین وحى فرستادیم، برتو نیز اى محمّد(ص)! به فرمان خود وحى نمودیم. لذا به نظر می رسد، بدین سان آخرین دیدگاه در تفسیر آیه تأیید مى‏گردد.

در تفسیر نور نیز در این خصوص آمده است از امام صادق‏(ع) پرسیدند: آیا روح همان جبرئیل است؟ فرمود: جبرئیل از ملائکه است و روح برتر از ملائکه است. سپس این آیه را تلاوت فرمودند تنزل الملائکة والروح.

با نزول فرشتگان بر قلب پیامبر و امام معصوم در شب قدر، ارتباط زمین با آسمان، مُلک با ملکوت و طبیعت با ماوراء طبیعت برقرار مى ‏شود.

در روایات آمده است که با منکران امامت، با سوره قدر احتجاج کنید زیرا بر اساس این سوره، فرشتگان هر سال در شب قدر نازل می ‏شوند. در زمان حیات پیامبر بر وجود شریف حضرتش وارد مى ‏شدند. پس از آن حضرت بر چه کسانى نازل مى ‏شوند؟

روشن است که هر کسى نمى ‏تواند میزبان فرشتگان الهى باشد و باید او همچون پیامبر، معصوم بوده و ولایت امور بشر به عهده او باشد و او کسى جز امام معصوم نیست که در زمان ما، حضرت مهدى‏(عج) مى ‏باشد و فرشتگان در شب قدر شرفیاب محضرش مى‏ شوند.

سلام هی حتی مطلع الفجر

سلام یعنی نعمت بی نقمت، یعنی یک امر خوشحال کننده که هیچ امر مضری به همراه آن نباشد. خداوند در مورد شب قدر می فرماید «سلام هی حتی مطلع الفجر». یعنی سلام تا صبح ادامه دارد و با طلوع فجر تمام می شود.

در تفسیر نمونه ذیل ای آیه آمده است که در آخرین آیه مى فرماید: شبى است آکنده از سلامت و خیر و رحمت تا طلوع صبح (سلام هى حتى مطلع الفجر).
هم قرآن در آن نازل شده، هم عبادت و احیاء آن معادل هزار ماه است، هم خیرات و برکات الهى در آن شب نازل مى شود، هم رحمت خاصش ‍ شامل حال بندگان مى گردد، و هم فرشتگان و روح در آن شب نازل مى گردند.

بنابراین شبى است سرتاسر سلامت، از آغاز تا پایان، حتى طبق بعضى از روایات در آن شب شیطان در زنجیر است و از این نظر نیز شبى است سالم و تواءم با سلامت. پس اطلاق «سلام» که به معنى سلامت است بر آن شب (به جاى اطلاق سالم) در حقیقت نوعى از تاءکید است همانگونه که گاه مى گوئیم فلان کس عین عدالت است.

بعضى نیز گفته اند که اطلاق سلام بر آن شب به خاطر این است که فرشتگان پیوسته به یکدیگر یا به مؤمنان سلام مى کنند، یا به حضور پیامبر (ص) و جانشین معصومش مى رسند و سلام عرضه مى دارند.

جمع میان این تفسیرها نیز امکان پذیر است.

به هر حال شبى است سراسر نور و رحمت و خیر و برکت و سلامت و سعادت و بى نظیر از هر جهت.

در حدیثى آمده است که از امام باقر سؤ ال شد: آیا شما مى دانید شب قدر کدام شب است؟ فرمود: «کیف لا نعرف و الملائکة تطوف بنا فیها»، یعنی چگونه نمى دانیم، در حالى فرشتگان در آن شب در گرد ما دور مى زنند.

در داستان ابراهیم (ع) آمده است که چند نفر از فرشتگان الهى نزد او آمدند و بشارت تولد فرزند براى او آوردند و بر او سلام کردند (هود - ۶۹) مى گویند لذتى که ابراهیم (ع) از سلام این فرشتگان برد با تمام دنیا برابرى نداشت، اکنون باید فکر کرد که وقتى گروه گروه فرشتگان در شب قدر نازل مى شوند و بر مؤمنان سلام مى کنند چه لذت و لطف و برکتى دارد؟

وقتى ابراهیم (ع) را در آتش نمرودى افکندند فرشتگان آمدند و بر او سلام کردند، و آتش بر او گلستان شد، آیا آتش دوزخ به برکت سلام فرشتگان بر مؤ منان در شب قدر برد و سلام نمى شود؟

انبیای گذشته و شب قدر

ظاهر آیات سوره قدر نشان مى دهد که شب قدر مخصوص زمان نزول قرآن و عصر پیامبر اسلام (ص) نبوده، بلکه همه سال تا پایان جهان تکرار مى شود. تعبیر به فعل مضارع (تنزل) که دلالت بر استمرار دارد، و همچنین تعبیر به جمله اسمیه «سلام هى حتى مطلع الفجر» که نشانه دوام است نیز گواه بر این معنى است .به علاوه روایات بسیارى که شاید در حد تواتر باشد نیز این معنى را تایید مى کند.

صریح روایات متعدد این است که شب قدر از مواهب الهى بر این امت مى باشد، چنانکه در حدیثى از پیغمبر اکرم (ص) آمده است که فرمود: ان الله وهب لامتى لیلة القدر لم یعطها من کان قبلهم» یعنی خداوند به امت من شب قدر را بخشیده و احدى از امت هاى پیشین از این موهبت برخوردار نبودند.

البته باید گفت لیله القدر در انبیای سلف بوده است ولی الزاماً در ماه مبارک نبوده است، بلکه در اوقاتی که مخصوص خودشان بوده واقع شده است یعنی آنها در سیر خود مرحله ای داشتند که به اوج قله وصل رسیده بودند. لذا در این حال حقایق بر قلب آنها وارد می شود.

این نزول حقایق در شریعت اسلام و در دوران ولایت محمدی را خداوند در یکی از شب های ماه مبارک زمضان قرار داده است و به مناسبت اتصالی که بین عالم ملک و ملکوت اتفاق می افتد، این شب لیله القدر نامیده شده یعنی آن حقایقی که در مرتبه وجود جمعی هستند تقدیر می شوند و از مجرای انسان کامل به انسان های دیگر می رسند.