رهبر انقلاب در دیدار خانواده‌های شهدای هفتم تیر، مدافعان حرم و فاطمیون:

رهبر انقلاب در دیدار خانواده‌های شهدای هفتم تیر، مدافعان حرم و فاطمیون:
داعش را برای شکست جمهوری اسلامی ساختند/ محکومیت شدید تعرض به عالم مجاهد شیخ عیسی قاسم/ هر جا برای خوشایند استکبار کوتاه آمدیم دچار خسارت شدیمبه گزارش گروه سیاسی باشگاه خبرنگاران جوان، حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی عصر امروز (شنبه) در دیدار جمعی از خانواده‌های شهدا از جمله خانواده شهدای هفتم تیر و خانواده‌هایی از شهدای مدافع حرم، ضمن تجلیل از «ایمان، مجاهدت، رشادت و معرفت والای شهدا» و «صبر و استقامت خانواده های معظم شهیدان»، آنان را پایه های اقتدار و توانمندی نظام جمهوری اسلامی ایران خواندند و تأکید کردند: تنها راه پیشرفت ایران اسلامی، احیای روحیه انقلابی و مجاهدت است.

ایشان در ابتدای سخنان خود با تسلیت ایام شهادت حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام، آن حضرت را بزرگ‌ترین شهید تاریخ بشریت، و شهید محراب و راه حق و قاطعیت و استقامت خواندند و سپس با اشاره به گذشت ۳۵ سال از حادثه انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی در هفتم تیرماه سال ۱۳۶۰، گفتند: عاملان این جنایت که گروه تروریستی خبیث و بی رحمی هستند، بعد از فرار از کشور اکنون سالها است که در پناه کشورهای اروپایی و امریکا که مدعی سردمداری ضدیت با تروریزم و حمایت از حقوق بشر هستند، قرار دارند.

رهبر انقلاب اسلامی این موضوع را رسوایی بزرگ و تاریخی برای کشورهای اروپایی و امریکا دانستند و افزودند: این گروه تروریستی کسانی هستند که با ادعای دفاع از خلق و حتی دفاع از اسلام وارد مبارزات شدند اما در ادامه مرتکب فجایعی همچون حادثه هفتم تیر و ترور مردم عادی، شدند و در نهایت در کنار فردی همانند صدام قرار گرفتند و اکنون نیز در زیر چتر حمایت امریکا قرار دارند.

حضرت آیت الله خامنه ای، حادثه هفتم تیر ماه سال ۱۳۶۰ را حادثه ای بزرگ و حاوی درس ها و عبرت ها خواندند و با گلایه از کم کاری ها برای معرفی رویدادها و حوادث مهم انقلاب اسلامی و شهدا به نسل امروز خاطرنشان کردند: بعد از گذشت ۳۵ سال هنوز یک فیلم سینمایی یا یک نمایش یا یک رمان درباره حادثه هفتم تیر و شهید بهشتی و شهدای این حادثه نداریم و اگر این حادثه تاکنون زنده مانده است، فقط به دلیل روحیه انقلابی خود مردم است.

ایشان با اشاره به نگارش کتابهای مربوط به عملیات و شهدای دوران دفاع مقدس، همه مردم به ویژه جوانان را به مطالعه دقیق این کتابها توصیه کردند و گفتند: اگرچه در این زمینه کتابهای زیادی به رشته تحریر درآمده است اما هنوز زمینه نگارش کتابهای بسیاری درباره ابعاد و زوایای مختلف دفاع مقدس و شهیدان والامقام جنگ وجود دارد، زیرا رفتار، گفتار و نحوه حرکت هر یک از شهدا، دریچه ای به سوی یک دنیای معرفتی است.

رهبر انقلاب اسلامی یکی از ویژگیهای دوران دفاع مقدس را حضور نیروهای مردمی با انگیزه قوی و از قشرها و سطوح مختلف، و خارج شدن جنگ از انحصار نیروهای رسمی دانستند و تأکید کردند: امروز هم توصیه ما به مسئولان دولتی این است که باید در عرصه های مختلف به ویژه در بخش اقتصاد از ظرفیت های مردم استفاده و اقتصاد، مردمی شود.

حضرت آیت الله خامنه ای در ادامه به موضوع دفاع از حریم اهل بیت علیهم السلام و شهدای مدافع حرم اشاره کردند و افزودند: این موضوع از ماجراهای عجیب و شگفتی های تاریخ است که جوانانی از ایران و کشورهای دیگر با ایمان و انگیزه قوی از همسر جوان و کودک خردسال و زندگی راحت خود می گذرند و در یک کشور غریب، در راه خدا مجاهدت می‌کنند و در این مسیر به شهادت می رسند.

ایشان ایمان بالای شهیدان مدافع حرم و صبر و بردباری خانواده های آنها را از جمله ابعاد این موضوع شگفت برشمردند و خاطرنشان کردند: یک بُعد دیگر این ماجرا، عناصر اقتدار نظام جمهوری اسلامی ایران است که بر پایه ایمان و عزم و اراده  انسانهای مؤمن و مجاهد و شهدا استوار است.

رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر اینکه دشمنان نظام اسلامی هیچگاه توانایی درک و فهم پایه های اقتدار و توانمندی نظام را ندارند، گفتند: شهدا و خانواده های آنان ستونهای صخره‌وار نظام جمهوری اسلامی هستند و به همین علت است که نظام همواره در مواجهه با چالش های گوناگون، توانسته بر آنها غلبه کند.

حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: هرجا به انقلاب و روحیه انقلابی تکیه کردیم، پیشرفت داشته ایم و هر جا که برای خوشایند عناصر استکبار، از ارزشها کوتاه آمدیم و در بیان مواضع انقلابی رودربایستی کردیم، دچار عقب ماندگی و خسارت شدیم.

ایشان با تأکید بر اینکه نحوه برخورد با دشمنان مستکبر باید براساس روحیه انقلابی باشد، خاطرنشان کردند: ایمان به خدا، اعتقاد به جهاد و انگیزه قوی جوانان مؤمن و انقلابی، منابع قدرت نظام اسلامی در جنگ نامتقارن با جبهه استکبار است و آنها با وجود آنکه آثار این منبع قدرت را می بینند اما از تحلیل حقیقت آن عاجزند بنابراین متوسل به شیوه های خشن و بی‌رحمانه می شوند.

رهبر انقلاب اسلامی، طراحی گروههای تروریستی تکفیری همچون داعش را نمونه ای از این شیوه های خشن برای مقابله با نظام اسلامی دانستند و گفتند: هدف اصلی از راه اندازی گروههای تروریستی تکفیری و اقدامات آنها در عراق و سوریه حمله به ایران بود اما قدرت نظام جمهوری اسلامی موجب شد آنها در همان عراق و سوریه زمین‌گیر شوند.

ایشان با تأکید بر اینکه گروههای تروریستی تکفیری، تفاوتی میان شیعه و سنی قائل نیستند و هر فرد مسلمانی را که همراه انقلاب اسلامی و دشمن امریکا باشد، هدف قرار می دهند، به قضایای بحرین اشاره کردند و گفتند: در بحرین نیز موضوع، شیعه و سنی نیست بلکه اصل ماجرا حاکمیت جائرانه یک اقلیت مستکبر خودخواه بر یک اکثریت گسترده است.

رهبر انقلاب اسلامی تعرض حاکمان بحرین به عالم مجاهد شیخ عیسی قاسم را نشانه بلاهت آنها دانستند و تأکید کردند: شیخ عیسی قاسم فردی است که تا وقتی می‌توانست با مردم بحرین حرف بزند، آنها را از حرکات تند و مسلحانه منع می کرد اما حاکمان بحرین متوجه نیستند که تعرض به این عالم مجاهد، به معنای برداشتن مانع از مقابل جوانان حماسی و پرشور بحرین برای انجام هر اقدامی در مقابل حکومت است.

حضرت آیت الله خامنه ای با تأکید بر اینکه قدرتهای استکباری و عوامل آنها همواره از شناخت مردم و ایمان جامعه عاجزند و دچار محاسبات غلط می شوند، افزودند: راه صحیح، حرکت در مسیر اسلام و توکل بر خداوند متعال است و تنها، ملتی با ایمان و مجاهد و دارای عزم راسخ می تواند بر موانع غلبه کند و پیش برود.

ایشان در ادامه همگان را به بهره مندی بیش از پیش از شبهای قدر و روزهای پایانی ماه مبارک رمضان توصیه کردند و گفتند: در این شبها و سحرها که هنگامه توسل و تضرع است، باید با استمداد از ارواح متعالی از جمله ارواح شهدا و شفیع قرار دادن آنها و با حضور قلب، به گونه ای دعا کنیم که مورد توجه و اعتنای خداوند متعال قرار گیرد.

پیش از سخنان رهبر انقلاب اسلامی، حجت الاسلام والمسلمین شهیدی محلاتی نماینده ولی فقیه و رییس بنیاد شهید و امور ایثارگران با اشاره به لزوم آشنا کردن نسل جوان با ایثارگری و حماسه‌های رزمندگان، خاطرنشان کرد: تشکیل و فعال‌سازی دبیرخانه شورای عالی ترویج و توسعه فرهنگ ایثار و شهادت، تشکیل جبهه مجازی، توسعه تشکل‌های ایثارگران، اجرای طرح سپاس و تشکیل ستاد اقتصاد مقاومتی با رویکرد افزایش توانمندی در جامعه ایثارگری از اقدامات محوری بنیاد شهید بوده است.

چه کسانی آیت‌الله خامنه‌ای را ترور کردند؟+ تصاویر

پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR به مناسبت سالگرد ترور رهبر انقلاب، به بازخوانی اسناد ترور ایشان و جزئیات آن پرداخت.
به گزارش گروه سیاسی باشگاه خبرنگاران جوان، هفتم تیرماه، هنوز خبر ترور روز گذشته‌ی آیت‌الله خامنه‌ای داغ بود که ساختمان حزب جمهوری در خیابان سرچشمه‌ی تهران منفجر شد و شهید بهشتی به همراه ۷۲ نفر از اعضای حزب جمهوری به شهادت رسیدند.

یک روز بعد محمد کچوئی رئیس زندان اوین به دست یکی از زندانیان به ظاهر تواب منافقین شهید شد. منافقین که از ۳۰ خرداد وارد فاز تقابل مسلحانه با جمهوری اسلامی شده بودند کمی بعد «واحد ویژه»ای برای ترورهای خود راه‌اندازی می‌کنند که دست به ترورهای موفق و ناموفق زیادی می‌‌زند. ترورِ ششم تیر آیت‌الله خامنه‌ای در همین ایام و انفجار دفتر حزب جمهوری یک روز پس از آن از سویی، و انتشار جزوه‌ی برعهده‌گرفتن ترور به نام بقایای گروهک فرقان از سوی دیگر باعث شکل‌گیری تحلیل‌های مختلفی درباره‌ی عوامل این ترور می‌شود. 

چه کسانی آیت‌الله خامنه‌ای را ترور کردند؟

برخی کارشناسان تاریخی «سازمان منافقین» و برخی دیگر «رهروان فرقان» را عامل ترور می‌دانند. اما آیت‌الله خامنه‌ای توسط چه کسی یا گروهی ترور شد؟ پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR به مناسبت سالگرد ترور رهبر انقلاب اسلامی، به بازخوانی اسناد ترور ایشان و جزئیات آن بر اساس اعترافات اعضای باقی‌مانده‌ی گروهک فرقان می‌پردازد.

* فرقـــانی‌ها

«اگر عمری بود و اگر گروه‌هایی از قبیل فرقان اجازه و فرصت دادند، ان‌شاءالله در آینده به کار حزب خواهیم پرداخت؛ حزب جان می‌گیرد، تبلیغاتش را شروع می‌کند، جزوه‌های لازم، کتاب‌های لازم، تبلیغات لازم، تشکیلات لازم را به راه خواهد انداخت؛ ان‌شاءالله درست می‌شود. » ۱۳۵۹/۱/۱۱ [۱]

این‌ها بخشی از سخنان آیت‌الله خامنه‌ای در فروردین‌ماه ۵۹ در بافق یزد بود که شاید در آن روزها چندان مورد توجه قرار نگرفت؛ چرا که چندماه از دستگیری اعضای اصلی گروه فرقان می‌گذشت. اما بغض فرقانی‌ها از روحانیت بیش از آن بود که با دستگیری و اعدام اکثریت این گروهک خاموش شود.

گروهک فرقان به سرکردگی جوانی به نام اکبر گودرزی در سال‌های ۵۶ و ۵۷ تشکیل می‌شود. او با راه‌اندازی جلسات تفاسیر قرآن، برداشت‌های مادی از منابع دینی را مطرح می‌کرد. فراگیری تبِ تفاسیرِ مادی و مارکسیستی درسال‌های منتهی به انقلاب که توسط افراد و جریان‌های التقاطی ارائه می‌شد، حساسیت برخی چهره‌های فکری انقلاب مثل شهید مطهری را برانگیخت. کار آنقدر بالا گرفته بود که گودرزیِ جوان بیست‌ و‌ چند ساله، بیست جزوه‌ی تفسیر قرآن، شرح صحیفه‌ی سجادیه و نهج‌البلاغه نوشته بود.

شهید مطهری در مباحث خود در سال‌های ۵۶ و ۵۷ اقدام به پاسخ‌گویی به این تفاسیر مادی کرده بود و در چاپ هشتم کتاب «علل گرایش به مادیگری» مقدمه‌ای را با همین عنوان اضافه می‌کند. شهید مطهری با انتقاد از باب‌شدن تفاسیر مادی و التقاطی به نام اسلام، به آنها لقب «ماتریالیسمِ منافق» داد: « مطالعه نوشته‌های به اصطلاح تفسیری که در یکی دو سال اخیر منتشر شده و می‌شود تردیدی باقی نمی‌گذارد که توطئه عظیمی در کار است. در این‌که چنین توطئه‌ای از طرف ضد مذهب‌ها برای کوبیدن مذهب در کار است من تردید ندارم.

آنچه فعلاً برای من مورد تردید است این است که آیا نویسندگان این جزوه‌ها خود اغفال شده‌اند و نمی‌فهمند که چه می‌کنند؟ و یا خود اینها عالماً عامداً با توجه به این‌که با کتاب مقدس هفتصد میلیون مسلمان چه می‌کنند، دست به چنین تفسیرهای ماتریالیستی زده و می‌زنند. ما نظر به این‌که در این نوشته‌ها آثار و علائم خامی و بیسوادی را فراوان می‌بینیم و به چند نمونه اشاره خواهیم کرد ترجیح می‌دهیم که فعلاً ماتریالیستی را که به صورت تفسیر آیات قرآن در این یکی دو سال اخیر تبلیغ می‌شود، ماتریالیسمی اغفال شده بنامیم و اگر پس از این تذکرات، باز هم راه انحرافی خود را تعقیب کردند ناچاریم آن ماتریالیسم را «ماتریالیسم منافق» اعلام نماییم.»[۲]

آنچه اهمیت فکر انحرافی فرقان را بیشتر می‌کرد، تأثیرپذیری از جنبه‌های منفی تفکرات شریعتی - علیرغم وجوه مثبت آن - خصوصاً بحث «اسلام منهای روحانیت» و «تشیع علوی و صفوی» بود که بر این اساس «روحانیت» را یکی از اصلی‌ترین دشمنان اسلام قلمداد و از آن تحت عنوان «آخوندیسم» یاد می‌کرد. به این ترتیب پس از استقرار جمهوری اسلامی و در حالی که مملکت در تب تجزیه‌طلبی می‌سوخت، فرقان برای مبارزه با آنچه «بلوای آخوندیسم» می‌خواند دست به اسلحه برد.

گروه فرقان از اردیبهشت ۵۸ موج ترورهای خود را با به شهادت رساندن شهید قرنی رئیس ستاد مشتر‌ک ارتش آغاز می‌کند. شهید مطهری در ۱۱ اردیبهشت، حجت‌الاسلام هاشمی رفسنجانی ۳ خرداد، شهید تقی‌ حاجی‌طرخانی ۱۶ تیرماه، ۲۴ تیر آیت‌الله سیدرضی شیرازی، ۴ شهریور شهید عراقی و فرزندش حسام[۳]، ۱۰ آبان شهید قاضی طباطبایی امام‌جمعه‌ی تبریز و ۲۷ آذر شهید مفتح در دانشکده‌ی الهیات دانشگاه تهران[۴] توسط فرقان ترور می‌شوند. فرقان در صحنه‌ی هر ترور تعدادی جزوه که در آن به چرایی علت ترور پرداخته پخش می‌کرد و این‌گونه مسئولیت ترور را برعهده می‌گرفت. این ترورها دارای جنبه‌های مختلفی بودند؛ ترورهای سیاسی که شخصیت‌ها را هدف گرفته بود و ترورهایی که برخاسته از ایدئولوژی فرقان بودند و گاهی هم ریشه در دشمنی شخصی گودرزی داشت؛ مثل ترورهای شهید مفتح و حاجی‌طرخانی که از افراد اصلی مسجد قبا بودند که گودرزی را طرد کرده بودند.
 

برخی تجهیزات که از خانه‌های تیمی فرقان کشف شده بود

دستگیری‌ها توسط تیم بررسی که به دستور امام شروع به کار کرد‌ه‌اند از همان اردیبهشت‌ماه شروع می‌شود و چندماه کار اطلاعاتی منجر به شناسایی بیش از ۱۰ خانه‌ی تیمی فرقان می‌شود. نهایتاً طی عملیاتی در ۱۸ دی‌ماه ۱۳۵۸ عناصر اصلی فرقان از جمله اکبر گودرزی رهبر این گروهک دستگیر می‌شوند. با توجه به اینکه اغلب اعضای فرقان جوانان فریب‌خورده بودند، بنابراین دست‌اندرکاران پرونده با برگزاری جلسات صحبت و پرسش و پاسخ کوشیدند ذهن آنها را روشن کرده و از گمراهی نجات دهند. رسیدگی قضایی به جرائم افراد و بحث‌های عقیدتی که ساعت‌ها به طول می‌انجامید به طور موازی دنبال می‌شدند. بحث‌ها و پرسش و پاسخ‌ها در نهایت منجر به بازگشت تعداد قابل توجهی از فرقانی‌ها و توبه‌ی آنها شد.

اکبر گودرزی نهایتاً ۳ خرداد ۵۹ به همراه جمعی دیگر از اعضای فرقان اعدام شد. تعدادی از اعضای فرقان نیز که دستشان به جنایت و قتل آلوده نبود به حبس محکوم شدند. برخی توابین هم به جبهه رفتند و بعدها شهید شدند. پس از اعدام گودرزی فرقان شماره‌ی ۲۵ نشریه را به گودرزی اختصاص داد و با چاپ تصویری از وی در ذیل عکس، عبارت: «مجاهد تشیع مظلوم، شهید ششم ایدئولوژیک شیعه اکبر گودرزی!» را درج نمود. فرقان پیش از این پس از شهید اول، شهید ثانی و شهید ثالث؛ «مجید شریف واقفی» را شهید چهارم و «شریعتی» را شهید پنجم نامیده بود.

* پسا فرقــانی‌ها

«محمد متحدی» مسئول شاخه‌ی نظامی فرقان بود که در دستگیری‌های اولیه در اردیبهشت ۵۸ دستگیر می‌شود اما با معرفی خود به عنوان یک فرد عادی و با توجه به اینکه هنوز اعضای اصلی فرقان دستگیر نشده بودند آزاد می‌شود. او یک بار دیگر در آبان‌ماه دستگیر می‌شود اما خود را «مهدی سیفی» معرفی می‌کند و پس از حدود یک‌ماه که در بازداشت به سر می‌برد لوله‌ی شوفاژ زیر پنجره را کج می‌کند و با بریدن میله‌ی پنجره فرار می‌کند.

اغلب ترورها با تأیید اکبر گودرزی و محمد متحدی انجام می‌شد و متحدی خود در ۳ ترور شهید عراقی، تقی حاجی‌طرخانی و ترور شهید قاضی طباطبایی حضور داشت. او عامل شستشوی مغزی تعدادی از جوانان و جذب آنها به فرقان بود. یکی از آنها «مسعود تقی‌زاده» عامل ترور شهید قاضی طباطبایی در آبان ۵۸ بود.

متحدی پس از اعدام گودرزی با جمع کردن اعضای باقی‌مانده‌ی فرقان تشکیلات «رهروان فرقان» را راه‌اندازی می‌کند. «رهروان فرقان» که به نوعی همان تشکیلات تبریز فرقان بودند با هدف انتقام خون به اصطلاح شهدای فرقان به تهران می‌آیند و ترور آیت‌الله ربانی شیرازی، آیت‌الله موسوی اردبیلی، حجت‌الاسلام عبدالمجید معادیخواه از حکام شرع دادگاه فرقان و آیت‌الله خامنه‌ای را در دستور کار قرار می‌دهند. ترورهایی که بیش از آنکه جنبه‌ی سیاسی یا ایدئولوژیک داشته باشد، جنبه‌ی انتقام‌گیری از نظام و ابراز وجود و حیات فرقان در عرصه را دارد.

۸ فروردین ۶۰ آیت‌الله ربانی شیرازی در شیراز هدف گلوله قرار می‌گیرد ولی به شهادت نمی‌رسد. امام‌خمینی رحمه‌الله در بخشی از پیام خود به ایشان چنین می‌نویسد: «از سوء قصد به جنابعالی مطلع شدم. این نحو برخورد با روحانیون متعهد، برنامه‌ی منحرفین بوده و هست و غرض آنان خارج نمودن جمع کاردان و متعهد از صحنه است؛ غافل از آنکه به حکم تاریخ، روحانیون آگاه در تمام صحنه‌های سیاسی پیشقدم بوده‌اند و ترور اشخاص نمی‌تواند آنان را مأیوس کند و راه را برای بدخواهان به اسلام و کشور باز کنند.»[۵]

* طرح ترور

«رهروان فرقان» پس از ترور ناموفق آیت‌الله ربانی شیرازی چندین‌بار برای ترور آیت‌الله موسوی اردبیلی و حجت‌الاسلام معادیخواه اقدام می‌کنند، اما موفق نمی‌شوند. هر بار یا بمبی که در مسیر کار گذاشته بودند عمل نمی‌کرد، یا مسیر خودروی حامل شخصیت عوض می‌شد. ناموفق‌بودن ترور به شیوه‌ی بمب‌گذاری در مسیر عبور شخصیت‌ها و بالابودن ریسک ترور به شیوه‌ی سوار بر موتور، «رهروان فرقان» را به سمت ایده‌ی جدید استفاده از ضبط صوت بمب‌گذاری شده می‌برد. ایده‌ای که اولین‌بار توسط محمد متحدی مطرح می‌شود. مسعود تقی‌زاده در این‌باره می‌گوید:

«این طرح مخصوصاً بعد از عدم موفقیت در کارهای [حجت‌الاسلام] معادیخواه یا [آیت‌الله] موسوی اردبیلی خیلی فکر مهدی[۶] را مشغول کرده بود. یک طرحی را برای من کشیده بود که از روی آن یکی را درست کنم و آن یک مکعب مستطیل بود که در آن چند سوراخ به نظر ۹ میلیمتری با فواصل مساوی تعبیه شده بود و سپس بعد از تهیه‌ی آن که من به یک تراشکاری دادم و حتی وی مشکوک شده بود و اوستایش گفته بود که این برای اسلحه است و من با هزار مکافات و توجیه بالاخره گرفتم و مهدی بعد از چند روز کار روی آن چیزی درست کرده بود به قرار زیر که چهار تا فشنگ در سوراخ‌ها قرار می‌داد (در هر سوراخ یک عدد) و سپس یک صفحه را که چهار میخ به آن وصل کرده بود و توسط یک محور وسط این صفحه را به سمت مکعب مستطیل می‌کشید که اگر ضامن را کشیده و صفحه را به عقب برده و رها می‌کردیم، میخ‌ها بر روی فشنگ‌ها خورده و آنها هم عمل می‌کردند. البته به نظر درست بود ولی وقتی من و رضا در جاده‌ی سولقان آن را هر چه امتحان کردیم عمل نکرد. اولین دفعه با ماشین رفتیم، حسین هم بود که عمل نکرد. وقتی دفعه‌ی دوم که مهدی می‌گفت حتماً ضامنش را نکشیده‌اید با رضا رفتیم، باز هم نتیجه نداد.

به این ترتیب مسئله مانده بود تا اینکه مهدی طرحش را تغییر داده و این بار به جای چهار سوراخ یک سوراخ گذاشته بود. قسمتی با قطر بزرگ و این همان طرحی بود که در ضبط [ترور آیت‌الله] خامنه‌ای استفاده شد. البته این را امتحان کرده بودم و خوب هم عمل کرده بود. البته به غیر از من مهدی خودش امتحان کرده بود و این دفعه در انتهای آن سوراخ که قطرش حدود ۱cm بود به یک سوراخ کوچک منتهی می‌شد، آن سیم چاشنی برق از آنجا خارج می‌شد و سپس مقداری باروت روی چاشنی ریخته و سپس هم تعدادی ساچمه‌ی بلبرینگ روی آن ریخته و دایره‌‌ی پلاستیکی و چسب روی آنها گذاشته و ثابت می‌کردند.»[۷]


چه کسانی آیت‌الله خامنه‌ای را ترور کردند؟

* تیری که به سنگ خورد

پس از پیروزی انقلاب، سهم‌خواهی گروهک‌های مختلف التقاطی و حتی مارکسیستی از انقلاب شروع می‌شود. مجاهدین خلق که پیش از انقلاب بر خلاف مشی امام که آگاهی‌بخشی به مردم بود، مشی مسلحانه را در پیش گرفته بودند بعد از انقلاب به آمار کشته‌شدگانشان افتخار می‌کردند. منافقین که نه در انتخابات ریاست جمهوری سال ۵۸ با اقبال مردم روبه‌رو شدند و نه در انتخابات مجلس همان سال، با در پیش گرفتن تز «آلترناتیو» کوشیدند از طریق وحدت با بنی‌صدر نظام را زیر ضربه ببرند. منافقین و بنی‌صدر که از بهمن و اسفند سال گذشته در دو میتینگ ۲۲ بهمن و ۱۴ اسفند تیغ تیزشان را متوجه «حزب‌اللهی‌ها» کرده بودند، روزبه‌روز و بیش از پیش به سمت رویارویی با جمهوری اسلامی رفتند. میتینگ‌های مختلف و قدرت‌نمایی میلیشیا در خیابان‌های تهران از سویی، و مخالف‌خوانی‌های بنی‌صدر از سوی دیگر در کوره‌ی اختلافات می‌دمد. عزل بنی‌صدر از فرماندهی کل‌قوا توسط امام، چراغ سبزی به جریان مکتبی مخالف بنی‌صدر است. 

در این میان جبهه‌ی ملی علیه لایحه‌ی قصاص که در مجلس جریان دارد موضع‌گیری و دعوت به تجمع می‌کند که با نهیب امام قضیه منتفی می‌شود. ۲۷ خرداد دو فوریت طرح عدم کفایت بنی‌صدر در مجلس تصویب می‌شود. منافقین که در استراتژی خود قصد داشتند از طریق بنی‌صدر نظام را به شکست بکشانند وقتی با برکناری قریب‌الوقوع بنی‌صدر، تز «آلترناتیو» را شکست‌خورده می‌بینند دست به انتحار می‌زنند. یک روز بعد اطلاعیه‌ای از طرف منافقین صادر می‌شود که ورود آنها به مقابله‌ی مسلحانه با جمهوری اسلامی را اعلام می‌کند. سازمان در این اطلاعیه که به قلم رجوی نوشته شده[۸] ضمن اعلام در پیش گرفتن «قاطع‌ترین مقاومت انقلابی از هر طریق» در برابر «مرتجعین انحصارطلب و اوباش چماقدار» اعلام می‌کند «شایسته‌ی سخت‌ترین کیفر و مجازات انقلابی خواهند بود.»[۹]

آیت‌الله خامنه‌ای یکی از مهم‌ترین چهره‌های سیاسی این ایام است. ایشان در خطبه‌های نماز جمعه‌ی ۲۹ خردادماه با اشاره به پیام امام رحمه‌الله به بیان بخشی از مطالب نگفته‌ای که در طول این چند ماه به احترام امر امام مکتوم نگاه داشته پرداخته و بنی‌صدر و منافقین را تخطئه می‌کند: «برادران! همان‌‌طور که گفتم، آقای بنی‌صدر شخصاً طرف نیست، یک جریان طرف است. امروز این جریان در این چهره ظاهر شده است، قبلاً در چهره‌های دیگری ظاهر شده بود، روز دیگر ممکن است در چهره‌های دیگری ظاهر شود. هوشیار باشید. جریان نفاق، یعنی کفر پنهانی و زیر پرده را بشناسید؛ این حرف مال امروز نیست، این حرف مال زمانی که گویندگان و رهبر عظیم‌الشّأن ما در میان ما است نیست؛ این جریان مال تاریخ انقلاب ما است. ای نسل‌های جوان، ای نوجوان‌های امروز و مسئولان فردا، ای نسل‌هایی که هنوز نیامدید یا کودک هستید! بدانید این انقلاب از ناحیه‌ی منافقان از همه بیشتر ضربت می‌بیند، حواستان را جمع کنید. 

خطّ درست در انقلاب اسلامی خطّ نه شرقی و نه غربی است، خطّ پابندی به اسلام فقاهت است، خطّ پابندی به حضور واقعی مردم در صحنه است، خطّ راست‌گویی و صدق و صفای با مردم است؛ نه اینکه به مردم بگویند ما حرف‌ها را به شما می‌زنیم امّا دروغ بگویند و به مردم حرف دروغ بزنند؛ نه اینکه بگویند ما طرف‌دار اسلامیم امّا در عمل تیشه را بردارند به ریشه‌ی اسلام بزنند؛ نه اینکه بگویند ما با شرق و غرب مخالفیم امّا در عمل ساز سیاست‌های خارجی را بنوازند.» ۱۳۶۰/۳/۲۹ [۱۰]

۳۰ خردادماه همزمان با جلسه‌ی مجلس، میلیشیای مجاهدین خلق تهران را به میدان جنگ تبدیل می‌کنند و جنگ خیابانی را شروع می‌کنند. نتیجه‌ی قیام میلیشیا شهادت ۲۵ نفر از مردم است.[۱۱]

آیت‌الله خامنه‌ای نماینده‌ی امام در شورای عالی دفاع، نماینده‌ی مجلس و امام‌جمعه‌ی تهران، یکی از روحانیون فعالی است که از زمان شروع جنگ به طور مداوم بین جبهه، مجلس و جایگاه اقامه‌‌ی نماز جمعه در رفت‌و‌آمد است. ایشان همچنین ضمن حضور در شهرهای مختلف، به برگزاری جلسات سخنرانی و پرسش و پاسخ در مساجد هم اهتمام دارد. دست‌اندرکاران مسجد ابوذر در روزهای پرالتهاب خردادماه از آیت‌الله خامنه‌ای برای سخنرانی در این مسجد دعوت می‌کنند. این برنامه به خاطر جلسه‌ی عدم کفایت بنی‌صدر لغو و با یک هفته تأخیر به شنبه ششم تیر منتقل می‌شود. آیت‌الله خامنه‌ای که هم در جبهه و هم در میدان سیاست با بنی‌صدر درگیر بود و شناخت خوبی از او داشت، در جلسه‌ی عدم کفایت او سخنرانی می‌کند و ۱۴ دلیل برای اثبات آن اقامه می‌کند. در نهایت عدم کفایت بنی‌صدر با ۱۷۷ رأی تصویب می‌شود.

عصر سه‌شنبه دوم تیرماه قرار است آیت‌الله خامنه‌ای در مراسم بزرگداشت شهید چمران در مدرسه‌ی عالی شهید مطهری سخرانی کند. آیت‌الله خامنه‌ای و شهید چمران هر دو نماینده‌ی امام در شورای عالی دفاع بودند و یکی از نتایج همکاریشان تشکیل ستاد جنگ‌های نامنظم بود. با توجه به اقدامات مسلحانه‌ی منافقین که از ۳۰ خرداد شروع شده بود احتمال خطر می‌رود، اما خوشبختانه مراسم در امنیت کامل و بدون بروز حادثه‌ای به پایان می‌رسد. پس از پایان سخنرانی جمعیت دور آیت‌الله خامنه‌ای را می‌گیرد. یک نفر با زور می‌خواهد خودش را به ایشان برساند، چندضربه‌ای هم با آرنج به محافظین می‌زند ولی آنها نمی‌گذارند نزدیک شود. وقتی از مراسم برمی‌گردند لباس خونی یکی از محافظ‌ها توجه دیگران را جلب می‌کند. محافظ با تیغ موکت‌بری مجروح شده اما خطر رفع شده بود.[۱۲]

۵ تیرماه آیت‌الله خامنه‌ای در خطبه‌های نماز جمعه منافقین را به سختی به محاکمه می‌کشند: «شما هستید که بعد از آنی که از پدر و مادرهای مسلمانی متولد شدید به طرف کفر رفتید. کتاب‌های شما در دست است، مبانی مارکسیستی و الحادی و کفرآمیز در حرف‌ها و کتاب‌ها و عمل شما مشهود است، شما مرتجعید، شما مرتدید؛ شما هستید که در زندان و در خارج زندان بارها و بارها دوریتان از اسلام بر عناصر مبارز انقلابی مسلمان ثابت شد. بهانه‌ی ارتجاع را به دست می‌گیرید که با جمهوری اسلامی بجنگید؟ اشتباه کردید، کور خواندید؛ این شواهد محکومیت شماست که همه‌ی دنیا و همه‌ی تاریخ در آینده به اینها خواهند رسید. شما نامتان هم در تاریخ نمی‌ماند، اما اگر بماند با لعن و نفرین همگانی خواهد ماند. برای خاطر این‌که یک انقلابی با این همه خونِ دل پیروز شد و امامی و رهبری با چهره‌ی استثنائی در تاریخ ما این انقلاب را هدایت کرد و امتی با این رشادت و این ازخودگذشتگی پایه‌های این انقلاب را با همه‌ی موجودی خودش مستحکم کرد، آن وقت شما چهار نفر خودخواهِ جاهل جاه‌طلب پرمدعا آمدید دارید محصول این همه تلاش و کوشش را می‌خواهید مورد تهدید قرار بدهید و مزاحمت می‌کنید و ایذاء می‌کنید، تاریخ به شما لعن و نفرین خواهد فرستاد.» ۱۳۶۰/۴/۵ [۱۳]

در همین ایام «رهروان فرقان» که قصد داشتند آیت‌الله موسوی اردبیلی را در جلسه‌ی تفسیر قرآن که شب‌های جمعه برگزار می‌شد ترور کنند، با سفر ایشان به مشهد و لغو مراسم آن هفته تصمیمشان را عوض می‌کنند. آخرین نفر لیست ترور رهروان فرقان کسی نبود جز آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای. و به این ترتیب پیش‌بینی یک‌سال پیش آیت‌الله خامنه‌ای رنگ واقعیت به خود می‌گیرد:

«این ضبط در مرحله‌ی اول برای موسوی اردبیلی در نظر گرفته شده بود که هر شب جمعه در مسجد کنار خانه‌اش سخنرانی و تفسیر داشت و برای شناسایی مهدی به حسن گفته بود که چون او تفسیر قرآن می‌کند کار در آن زمان از نظر بیرونی خیلی تبلیغ بدی می‌شود، به همین دلیل دفعه‌ی بعد من رفتم و دیدم که امکان دارد که کار با ضبط انجام دهیم، بنابراین برای هفته‌ی بعد مهدی ضبط را تهیه کرده بود ولی درست همان هفته وی بنا بر یک عزا یا عیدی به مشهد رفته بود و نشد. تا اینکه مطلع شدیم [آیت‌الله] خامنه‌ای در محل یک برنامه‌ی پرسش و پاسخ دارد.»[۱۴]

شناسایی‌ به سرعت انجام می‌شود و مسعود تقی‌زاده روز عملیات، ضبط صوت را به مسجد ابوذر می‌برد. «من روز قبل برای شناسایی مسجد رفته و فردایش با ضبط به محل رفتم. قبلاً مهدی آن را با چراغ امتحان می‌کرد و خوب عمل می‌کرد ولی روز عمل صبحش که من چند دفعه آزمایش کردم، متوجه شدم که زیاد هم قابل اعتماد نیست و با کمی تکان از حالت معمولش بیرون می‌آید.»

آیت‌الله خامنه‌ای که برای گزارش اوضاع جبهه‌ها نزد امام رفته بود، از جماران عازم مسجد ابوذر می‌شود. در بین راه و تا رسیدن به مسجد، شهید بابایی و آیت‌الله خامنه‌ای درباره‌ی مسائل جبهه و نیروی هوایی با هم گفت‌و‌گو می‌کنند. شهید بابایی نماز را پشت سر ایشان خوانده و مسجد را ترک می‌کند. «در همان روزی که آن حادثه‌ی بمب‌گذاری برای خود بنده پیش آمد، قبل از ظهر یا حدود ظهر که من می‌رفتم به طرف آن مسجد، این شهید با من همراه بود. من از خدمت امام آمده بودم و می‌رفتم به طرف آن مسجد، که آن‌جا نماز بخوانیم و برنامه اجرا بکنیم که بعد آن حادثه پیش آمد. این جوان دنبال من آمد تا از خدمت امام آمدم بیرون، آمد همراه من و آن حرف‌ها و نقطه‌نظرهای مصلحانه و دلسوزانه و پرجوش و خروش خودش را هی گفت و گفت و توی اتومبیل هم بنده را رها نکرد و گفت و تا توی آن مسجد هم آمد.» ۱۳۶۶/۵/۲۳ [۱۵]

چه کسانی آیت‌الله خامنه‌ای را ترور کردند؟

چه کسانی آیت‌الله خامنه‌ای را ترور کردند؟


«داستان ترور»

پس از نماز نوبت به برنامه‌ی پرسش و پاسخ می‌رسد. آیت‌الله خامنه‌ای ابتدا از لغو مراسم در هفته‌ی قبل به خاطر جلسه‌ی بررسی عدم کفایت بنی‌صدر عذرخواهی می‌کند. «قبلاً لازم است عذرخواهی کنم از نیامدن هفته‌ی قبل. با این که چنین قراری ما داشتیم، همان‌طوری که می‌دانید، هفته‌ی گذشته روز شنبه مجلس به کار مهمی سرگرم بود و تا ساعت یک بعدازظهر یا یک‌ونیم جلسه ادامه داشت؛ نمی‌توانستیم ما مجلس را ترک کنیم. وقتی هم که آمدیم بیرون، وقت گذشته بود و امکان آمدن نبود.» سؤالات مختلفی مطرح می‌شود که تعدادی از آنها مربوط به شایعات علیه سران حزب جمهوری است. آیت‌الله خامنه‌‌ای در حال صحبت است. قرار بر این است که ضبط صوت‌ها را جلوی سخنران نگذارند تا بلندگو سوت نزند، اما در اواخر سخنرانی تقی‌زاده ضبط صوت را می‌آورد و جلوی ایشان می‌گذارد. درست سمت چپ، روبروی قلب.


چه کسانی آیت‌الله خامنه‌ای را ترور کردند؟


«من ظهر به مسجد رفتم و دیدم که یک نماز به امامت خود [آیت‌الله] خامنه‌ای خوانده‌اند و نماز بعدی را هم من شرکت کردم و سپس وقتی وی برای سخنرانی به پشت میز بزرگی که قرار داشت رفت من بعد از یکی دو دقیقه ضبط را به کار انداخته و جلوی وی گذاشتم. البته چون میز بزرگ بود او برای برداشتن کاغذ سؤال‌ها به آن طرف و این طرف خم می‌شد، من امکان اینکه به هدف بخورد را زیاد نداشتم و دیگر اینکه چون ترس داشتم، قبل از رسیدن نوار به آخر بمب عمل کند هر چه سریع‌تر به کناری رفته و جوراب‌هایم را پوشیدم و سپس به توالت رفته و از آنجا خارج شدم و از کوچه‌ی پشتی به میدان ابوذر که فولکس را آنجا گذاشته بودم رفتم و از محل دور شدم.»

محافظ‌ها گمان می‌کنند ضبط متعلق به مسجد است و مانع آن نمی‌شوند. فقط یکی از آنها کمی آن را جابجا می‌کند که باعث سوت کشیدن بلندگو می‌شود. آیت‌الله خامنه‌ای می‌گوید «آقا این اگر آمپلی‌فایر است، خاموشش کنید. یک بلندگوی رو راست بگذارید صدا ندهد.» محافظ‌ها ضبط را کمی جابجا می‌کنند. صحبت‌ها ادامه می‌یابد که ناگهان صدایی همه را غافلگیر می‌کند.

«من همین‌طوری رفتم به ضبط یه سری بزنم! کمی زیر و بمش را نگاه کردم و بعد ناخودآگاه جاشو عوض کردم، گذاشتم سمت راست، کنار میکروفن، کمی با فاصله‌تر از آقا!

- یکدفعه میکروفن شروع کرد به سوت کشیدن...

- آقا برگشتن گفتن: این صدا را درست کنید یا اصلاً خاموش کنید.

- منبری‌ها این جور مواقع کمی عقب و جلو می‌شن تا بلکه صدا درست بشه!

- من روبروی آقا، کنار در شبستان وایساده بودم، آقا کمی به عقب و سمت چپ رفتند که یکدفعه...

- یه صدای عجیبی توی شبستان پیچید.»[۱۶]

آیت‌الله خامنه‌ای به پهلوی چپ روی زمین می‌افتد. همه فکر می‌کنند تیراندازی شده و روی زمین دراز می‌کشند. محافظ‌ها اسلحه‌شان را مسلح می‌کنند. و یکی از آنها به سمت آیت‌الله خامنه‌ای می‌رود. «هرطور بود راه را باز کردیم و خودم برگشتم پشت تریبون، ضبط صوت مثل یک دفتر ۴۰برگ از وسط باز شده بود. با ماژیک قرمز هم روی جداره‌ی داخلی‌‌اش نوشته بودند: "اولین عیدی گروه فرقان به جمهوری اسلامی"» اما مواضع قاطع و صریح آیت‌الله خامنه‌ای از سویی، و درگیرشدن منافقین با مردم طی چند روز گذشته از سوی دیگر؛ باعث می‌شود هر اقدام تروریستی و خشونت‌آمیزی به پای منافقین نوشته شود. ترور مسجد ابوذر نیز از این قاعده مستثنی نیست.

بیرون از مسجد، در آغوش محافظ، لحظاتی به هوش آمدند. سرشان را آوردند بالا، اما زود سرشان افتاد. محافظ‌ها بلیزر سفید را انگار که ترمز نداشت، با سرعتی غیر قابل تصور می‌راندند. در مسیر بیمارستان، هر وقت به هوش می‌آمدند، زیر لب زمزمه‌ای می‌کردند؛ شهادتین می‌گفتند. لب‌ها و چشم‌ها هم خیلی کم تکان می‌خوردند.

«از وقتی که بار اوّل بر زمین افتادم - که البته نفهمیدم چطور شد که افتادم - تا وقتی که به کلّی بیهوش شدم، سه مرتبه، برای لحظاتی به هوش آمدم و هر دفعه هم یک احساسی داشتم. آن حالات، هیچ‌وقت از یادم نمی‌رود. حالا یکی را عرض می‌کنم: در یکی از حالات، احساس کردم که دارم می‌روم؛ یعنی احساس کردم که مرگ در مقابل من است. کاملاً در آن مرز عالم برزخ، خودم را دیدم و احساس کردم که در آن حال، انسان هیچ دستاویزی به جز خدا ندارد؛ هیچ دستاویزی! یعنی هر چه هم عمل پشت‌سر خودش داشته باشد، باز اگر نتواند تفضّل الهی و رحمت خدا را جلب کند، خاطر جمع به آن عمل نیست. آدم شک می‌کند: آیا این عمل را با اخلاص به‌جا آوردم؟ آیا نیّتم صددرصد خدایی بود؟ آیا در آن شرک و ریا نبود؟ آیا ملاحظه‌ی این و آن نبود؟ به‌هرحال ماها مرکز عیوبیم. متأسّفانه، همه‌ی شائبه‌ها در ما هست. آن‌جا انسان احساس می‌کند که مثل پرِ کاهی بین زمین و آسمان است. از همه چیز منقطع می‌شود. من این حالت انقطاع را در آن وقت احساس کردم و پیش خدای متعال، تضرّع نمودم و گفتم: «پروردگارا! می‌بینی که من چقدر دستم خالی است و چیزی ندارم و محتاجم! اگر تفضّلی بکنی، کرده‌ای وَاِلّا ما رفته‌ایم.» منظورم مردن نبود؛ رفتن از وادی سعادت بود. بعد، بیهوش شدم و چیزی نفهمیدم.» ۱۳۷۹/۲/۱۰ [۱۷]

چه کسانی آیت‌الله خامنه‌ای را ترور کردند؟
 
آیت‌الله خامنه‌ای به سرعت به بیمارستان منتقل شد و با تلاش‌های تیم پزشکی نجات پیدا کرد. روز بعد حضرت امام خمینی رحمه‌الله پیام دادند که در بخشی از آن نوشته شده بود:

«ما در پیشگاه خداوند متعال و ولی بر حق او حضرت بقیةالله- ارواحنا فداه- افتخار می‌کنیم به سربازانی در جبهه و در پشت جبهه که شبها را در محراب عبادت و روزها را در مجاهدت در راه حق تعالی به سر می‌برند. من به شما خامنه‌ای عزیز، تبریک می‌گویم که در جبهه‌های نبرد با لباس سربازی و در پشت جبهه با لباس روحانی به این ملت مظلوم خدمت نموده، و از خداوند تعالی سلامت شما را برای ادامه خدمت به اسلام و مسلمین خواستارم. والسلام علیکم و رحمة اللَّه و برکاته.»[۱۸]

پس از عملیات ۶ تیر که موجب زخمی‌شدن آیت‌الله خامنه‌ای شد، نیروهای دادستانی انقلاب توانستند ردهایی از «رهروان فرقان» را در مشهد بیابند و در شهریور ۱۳۶۰ «محمد متحدی» و «مسعود تقی‌زاده» دستگیر شدند. مسعود تقی‌زاده در بازجویی‌ها به تفصیل سخن گفت اما محمد متحدی به جز چند جمله حرفی نزد و در دادگاه نیز حاضر به دفاع از خود نشد. دادگاه انقلاب تهران به ریاست آیت‌الله محمدی گیلانی در نهایت تقی‌زاده را به جرم به شهادت رساندن آیت‌الله قاضی طباطبایی، «تولید انفجار به قصد به شهادت رساندن مجاهد فی‌الله حجت‌الاسلام والمسلمین آقای سید علی خامنه‌ای رئیس‌جمهور محبوب جمهوری اسلام دامت شوکته که متأسفانه منجر به آسیب دیدن معظم‌له شد» و ترور ناموفق آیت‌الله ربانی شیرازی و اقدام به انفجار به قصد شهادت آیت‌الله موسوی اردبیلی و طرح ترور حجت‌الاسلام معادیخواه و سید اسدالله لاجوردی؛ به عنوان «باغی محارب و مفسد» شناخته و به اعدام محکوم می‌کند. تقی‌زاده و متحدی در ۸ بهمن ۱۳۶۰ در نمازجمعه‌ی تبریز -قتلگاه آیت‌الله شهید قاضی طباطبایی- به دار مجازات آویخته می‌شوند.[۱۹]

سال ۶۰ با همه‌ی فراز و نشیب‌ها، درگیری منافقین و بنی‌صدر با جمهوری اسلامی، موج ترورها، حادثه‌های هفتم تیر، هشتم شهریور و سختی‌های جبهه‌های جنگ رو به پایان است. ۲۸ اسفند امام‌جمعه‌ی محبوب تهران که در نتیجه‌ی این ترور ناکام ۹ ماه از نمازجمعه دور مانده بود، به محراب نمازجمعه برمی‌گردد. آیت‌الله خامنه‌ای با برشمردن سختی‌هایی که مردم و انقلاب در این سال پشت سر گذاشته‌اند، سال ۶۰ را «سال ایثارها و شهادت‌ها» و «سال خرج‌کردن ارزنده‌ترین سرمایه‌ها» و کارنامه‌ی این سال را «کارنامه‌ای خونین، سرخ‌رنگ، پردرد و پررنج؛ اما خوش‌عاقبت و نویدبخش و گرم‌کننده» معرفی می‌کند.


[۱] - سخنرانی در بافق یزد، ۱۳۵۹/۱/۱۱
[۲] - مطهری، مرتضی. علل گرایش به مادی‌گرایی، قم: بی‌تا.
[۳] - هدف اصلی این ترور «حسین مهدیان» بود که در این عملیات مجروح شد.
[۴] - دو پاسدار محافظ شهید مفتح نیز در این عملیات شهید شدند.
[۵] - صحیفه امام‌خمینی، ج۱۴، ص ۲۴۱
[۶] - نام تشکیلاتی محمد متحدی
[۷] - آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، پرونده‌ی مسعود تقی‌زاده، شماره‌ی بازیابی ۵۱۶۸
[۸] - سازمان مجاهدین خلق پیدایی تا فرجام، ص۵۶۶
[۹] - نشریه مجاهد، شماره ۱۲۷
[۱۰] - بیانات در خطبه‌های نمازجمعه تهران، ۱۳۶۰/۳/۲۹
[۱۱] - روزنامه‌ی جمهوری اسلامی، ۱۳۶۰/۴/۱
[۱۲] - میزگرد جمعی از اعضای تیم حفاظت و اعضای تیم پزشکی حضرت‌ آیت‌الله خامنه‌ای
[۱۳] - خطبه‌های نماز جمعه‌ی تهران، ۱۳۶۰/۴/۵
[۱۴] - آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، پرونده‌ی مسعود تقی‌زاده، شماره‌ی بازیابی ۵۱۶۸
[۱۵] - بیانات در خطبه‌های نماز جمعه‌ی تهران، ۱۳۶۶/۵/۲۳
[۱۶] - ناگفته‌هایی از حادثه‌ی تلخ سوء قصد به جان رهبر انقلاب اسلامی، میزگرد جمعی از اعضای تیم حفاظت و اعضای تیم پزشکی حضرت‌ آیت‌الله خامنه‌ای
[۱۷] - خاطره‌ی آیت‌الله خامنه‌ای از ترور ایشان در مسجد ابوذر، ۱۳۷۹/۲/۱۰
[۱۸] - صحیفه‌ی امام؛ ج ‌۱۴؛ ص ۵۰۴
[۱۹] - روزیطلب، حسن. ترکیب التقاط و ترور. تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ص

۱۲ توصیه رهبر معظم انقلاب برای استفاده بهتر از لیالی قدر

۱۲ توصیه رهبر معظم انقلاب برای استفاده بهتر از لیالی قدر

۴ تیر ۱۳۹۵ - ۲۰:۰۲:۳۴ کد مطلب: 7577

خواهش میکنم جوانان عزیز ما سعی کنند معانی این کلمات و این فقرات را در این دعاها مورد توجه قرار بدهند.
 به نقل از پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله العظمی خامنه‌ای، توصیه‌های رهبر معظم انقلاب اسلامی برای استفاده بهتر از لیالی قدر بدین شرح است:

با آمادگی معنوی وارد شب قدر شوید

در ماه رمضان هم - در همه روزها و شب ها - دل هایتان را هرچه میتوانید با ذکر الهی نورانی تر کنید، تا برای ورود در ساحت مقدّس لیلةالقدر آماده شوید، که: «لیلةالقدر خیر من الف شهر. تنزّل الملائکة والرّوح. فیها بإذن ربّهم من کل امر». شبی که فرشتگان، زمین را به آسمان متّصل میکنند، دلها را نورباران و محیط زندگی را با نور فضل و لطف الهی منوّر میکنند. شب سِلم و سلامت معنوی - سلامٌ هی حتّی مطلع الفجر - شب سلامت دلها و جانها، شب شفای بیماریهای اخلاقی، بیماریهای معنوی، بیماریهای مادّی و بیماریهای عمومی و اجتماعی که امروز متأسفانه دامان بسیاری از ملتهای جهان، از جمله ملتهای مسلمان را گرفته است! سلامتی از همه اینها، در شب قدر ممکن و میسّر است؛ به شرطی که با آمادگی وارد شب قدر شوید. 1376/9/5

ساعات لیلةالقدر را مغتنم بشمارید

قدر لیلةالقدر را باید دانست، ساعات آن را باید مغتنم شمرد و کاری کرد که ان‌شاءاللَه قلم تقدیر الهی در شبهای قدر برای کشور عزیز و آحاد ملت ما تقدیری آن‌چنان که شایسته مردم مؤمن و عزیز ماست، رقم بزند. 1382/8/23

از رذائل مادی خود را دور کنید

ما باید امیدوار باشیم، دعا کنیم و بکوشیم از این شبها[ی لیالی قدر] برای عروج معنوی خود استفاده کنیم؛ چون نماز معراج و وسیله‌ی عروج مؤمن است. دعا هم معراج مؤمن است، شب قدر هم معراج مؤمن است. کاری کنیم عروج کنیم و از مزبله مادی که بسیاری از انسانها در سراسر دنیا اسیر و دچار آن هستند، هرچه می توانیم، خود را دور کنیم. دلبستگی ها، بدخلقی ها - خلقیات غیرانسانی، ضدانسانی - روحیات تجاوزگرانه، افزون خواهانه و فساد و فحشا و ظلم، مزبله های روح انسانی است. این شبها باید بتواند ما را هرچه بیشتر از اینها دور و جدا کند. 1383/8/15

بهترین اعمال در این شب، دعاست

فرمود «لیلةالقدر خیر من الف شهر»؛ شبی که به عنوان لیلةالقدر شناخته شده است و مردد است بین چند شب در ماه رمضان، از هزار ماه برتر و بالاتر است. در ساعت‌های کیمیایی لیلةالقدر، بنده‌ی مؤمن باید حداکثر استفاده را بکند. بهترین اعمال در این شب، دعاست... احیاء هم برای دعا و توسل و ذکر است. نماز هم - که در شب‌های قدر یکی از مستحبات است - در واقع مظهر دعا و ذکر است. در روایت وارد شده است که دعا «مخّ العبادة»؛ مغز عبادت، یا به تعبیر رایج ماها، روح عبادت، دعاست. دعا یعنی چه؟ یعنی با خدای متعال سخن گفتن؛ در واقع خدا را نزدیک خود احساس کردن و حرف دل را با او در میان گذاشتن. دعا یا درخواست است، یا تمجید و تحمید است، یا اظهار محبت و ارادت است؛ همه‌ی اینها دعاست. دعا یکی از مهمترین کارهای یک بنده‌ی مؤمن و یک انسان طالب صَلاح و نجات و نجاح است. دعا در تطهیر روح چنین نقشی دارد. 1384/7/29

به معانی دعاها توجه کنید

ادعیه‌ رسیده‌ از معصومین (علیهم‌السّلام) همه پرمغز، پرمضمون از لحاظ سوز و گداز عاشقانه و عارفانه است و غالباً در حد عالی، منتها جزو بهترینها یا شاید بهترینها، این دعاهائی است که از امیرالمؤمنین (علیه الصّلاة و السّلام) رسیده است. همین دعای کمیل یا دعای صباح یا دعای مناجات شعبانیه، که من از امام (رضوان اللَّه علیه) یک وقتی پرسیدم که در بین این دعاها شما بیشتر به کدام علاقه دارید، ایشان گفتند دعای کمیل و مناجات شعبانیه. هر دو از امیرالمؤمنین (علیه الصّلاة و السّلام) است. این راز و نیاز و سوز و گداز امیرالمؤمنین و هم مناجات های آن بزرگوار، حقیقتاً گدازنده است برای کسی که توجه داشته باشد.
و من خواهش می کنم جوانان عزیز ما سعی کنند معانی این کلمات و این فقرات را در این دعاها مورد توجه قرار بدهند. الفاظ دعا، الفاظ فصیح و زیبائی است؛ لیکن معانی، معانی بلندی است. 1387/6/29

با خدا حرف بزنید

من خواهش میکنم جوانان عزیز ما سعی کنند معانی این کلمات و این فقرات را در این دعاها مورد توجه قرار بدهند. الفاظ دعا، الفاظ فصیح و زیبائی است؛ لیکن معانی، معانی بلندی است. در این شبها با خدا باید حرف زد، از خدا باید خواست. اگر معانی این دعاها را انسان بداند، بهترین کلمات و بهترین خواسته‌ها در همین دعاها و شبهای ماه رمضان و شبهای احیاء و دعای ابی‌حمزه و دعاهای شبهای قدر است. اگر کسی معانی این دعاها را نمیداند، با زبان خودتان دعا کنید؛ خودتان با خدا حرف بزنید. بین ما و خدا حجابی وجود ندارد؛ خدای متعال به ما نزدیک است؛ حرف ما را میشنود. بخواهیم با خدا حرف بزنیم؛ خواسته‌های خودمان را از خدای متعال بخواهیم. این انس با خدای متعال و ذکر خدای متعال و استغفار و دعا خیلی تأثیرات معجزآسائی بر روی دل انسان دارد؛ دلهای مرده را زنده میکند. 1387/6/29

از خدای متعال عذرخواهی کنید

شب قدر، فرصتی برای مغفرت و عذرخواهی است. از خدای متعال عذرخواهی کنید. حال که خدای متعال به من و شما میدان داده است که به سوی او برگردیم، طلب مغفرت کنیم و از او معذرت بخواهیم، این کار را بکنیم، والّا روزی خواهد آمد که خدای متعال به مجرمین بفرماید: «لایؤذن لهم فیعتذرون». خدای نکرده در قیامت، به ما اجازه عذرخواهی نخواهند داد. به مجرمین اجازه نمیدهند که زبان به عذرخواهی باز کنند؛ آن‌جا جای عذرخواهی نیست. این‌جا که میدان هست، این‌جا که اجازه هست، این‌جا که عذرخواهی برای شما درجه میآفریند، گناهان را میشوید و شما را پاک و نورانی میکند، از خدای متعال عذرخواهی کنید. این‌جا که فرصت هست، خدا را متوجّه به خودتان و لطف خدا و نگاه محبّت الهی را متوجّه و شامل حال خودتان کنید. «فاذکرونی اذکرکم»؛ مرا به یاد آورید، تا من شما را به یاد آورم. 1376/10/26

دل هایتان را با مقام والای امیر مؤمنان آشنا کنید

مناسبت شب قدر، یکی مناسبت دعا و تضرع و توجه به پروردگار است که ماه رمضان بخصوص شبهای قدر، بهار توجه دلها و ذکر و خشوع و تضرع است. ثانیاً بهانه و مناسبتی است برای اینکه دلهایمان را با مقام والای امیر مؤمنان و سرور متقیان عالم قدری آشنا کنیم و درس بگیریم. هر چه که در فضائل ماه رمضان و وظائف بندگان صالح در این ماه بر زبان جاری شود و بتوان گفت، امیرالمؤمنین (علیه الصّلاة و السّلام) نمونه‌ی کامل آن و برجسته‌ترین الگو برای آن خصوصیت است. 1378/6/29

به ولیّ‌عصر ارواحنافداه، توجّه کنید

امشب را که شب قدر است، قدر بدانید. دعا، تضرّع، توبه و انابه و توجّه به پروردگار،جزو وظایف همه ماست. مشکلات عمومی مسلمین، مشکلات کشور، مشکلات شخصی‌تان و مشکلات دوستان و برادرانتان را با خدای خودتان مطرح کنید. از خدای متعال توجّه بخواهید؛ از خدای متعال مغفرت بخواهید؛ از خدای متعال انابه و حال و توجّه بخواهید.
امشب را قدر بدانید. شب بسیار مهمی است؛ شب بسیار عزیزی است. به ولیّ‌عصر، ارواحنافداه، توجّه کنید؛ به در خانه خدا - مسجد - بروید و به برکت امام زمان از خدای متعال خواسته‌هایتان را بگیرید. 1371/1/7

در آیات خلقت و سرنوشت انسان تأمّل کنید

از اوّل شب بیست وسوم، از هنگام غروب آفتاب، سلام الهی - «سلام هی حتّی مطلع الفجر» - شروع میشود، تا وقتی که اذان صبح آغاز میگردد. این چند ساعتِ این وسط، سلامِ الهی و امن الهی و خیمه‌ی رحمت خداست که بر سراسر آفرینش زده شده است. آن شب، شب عجیبی است؛ بهتر از هزار ماه، نَه برابر آن؛ «خیرٌ من ألف شهر». هزار ماه زندگی انسان، چقدر میتواند برکات به وجود آورد و جلب رحمت و خیر کند! این یک شب، بهتر از هزار ماه است. این، خیلی اهمیّت دارد. این شب را قدر بدانید و آن را به دعا و توجّه و تفکّر و تأمّل در آیات خلقت و تأمّل در سرنوشت انسان و آنچه که خدای متعال از انسان خواسته است و بی‌اعتباری این زندگی مادّی و این‌که همه‌ی این چیزهایی که میبینید، مقدّمه‌ی آن عالمی است که لحظه‌ی جان دادن، دروازه‌ی آن عالم است، بگذرانید. 1375/11/12

برای مسائل کشور و مسلمین دعا کنید

شب های قدر را حقیقتاً قدر بدانید. قرآن صریحاً میفرماید: «خیر من الف شهر»؛ یک شب بهتر از هزار ماه است! این خیلی ارزش دارد. شبی است که ملائکه نازل میشوند. شبی است که روح نازل میشود. شبی است که خدای متعال آن را به عنوان سلام دانسته است. سلام، هم به معنی درود و تحیّت الهی بر انسانهاست، هم به معنای سلامتی، صلح و آرامش، صفا میان مردم، برای دلها و جانها و جسمها و اجتماعات است. از لحاظ معنوی، چنین شبی است! شبهای قدر را قدر بدانید و برای مسائل کشور، مسائل خودتان، مسائل مسلمین و مسائل کشورهای اسلامی دعا کنید. 1376/10/26

حاجات خود و مؤمنان را از خدا بخواهید

نگاه کنید به حاجات خودتان، حاجات مسلمانان، حاجات کشورتان، حاجات برادران مؤمنتان؛ به مریضها، به مریض‌دارها، به جانبازان، به غم دیده‌ها، به دلهای غمگین، به چشمهای نگران، به نیازهای فراوانِ انسان هایی که حول و حوش شما، زیر سقف شما و در کشور شما هستند، در دنیای اسلام هستند، روی کره خاک هستند. همه این حاجات را در این شب های قدر، یکی یکی از خدای متعال بخواهید.

فسایی فاتح بغداد و آبادگر حرمین عسکریین- ارسلان بساسیری

فسایی فاتح بغداد و آبادگر حرمین عسکریین- ارسلان بساسیری

۵ تیر ۱۳۹۵ - ۱۵:۰۱:۴۰ کد مطلب: 7586

ارسلان در حدود ۴۴۸ نیز اقداماتی عظیم برپا مى‏کند و مناطق واسط را تصرف مى‏کند و با نورالدین دبیس که عموی طغرل سلجوقی مى‏جنگد و وى راشکست مى‏دهد و بر منطقه موصل نیز دست مى‏یابد.

وبلاگ فسا شناسی نوشت:

یکى از حوادث تاریخى بسیار مهم، در اوایل تشکیل دولت سلجوقى و در طول حکومت عباسى، قیام ابوالحرب (ابوالحارث) ارسلان بساسیرى است. این مرد، ایرانى دلاورى است که اگرچه به اقدامى خطیر در مخالفت با خلفاى بغداد مبادرت ورزیده است، ولى قدرش را چندانکه باید نشناخته‏ اند.

ارسلان که با نام های ابوالحارث و ابوالحرب خوانده می شود . پسر عبدالله بساسیری است و کلمه بساسیرى از سه جزء بسا، سیر و یاء نسبت ترکیب یافته است. کلمه، “بسا” همان کلمه “پسا” ست که  معرب آن را فسا و منسوب بدان را فسوى و فسایى خوانده‏اند. اما گروهى منسوباهالی فسا را  به شهر بسا یا پسا ، بساسیرى خوانده‏اند اما سیر در کلمه بساسیر  پسوندى است به معنی مکان چنان که در کلمات سردسیر و گرمسیر یعنى محلى که زیاد سرد و زیاد گرم است نیز به کار مى‏رود. بدین ترتیب معنى بساسیرى منسوب به شهر فساست و ارسلان نیز احتمالاً از جمله کردان (چادرنشینان اسماعیلی )  شبانکاره بوده که از قدیم‏الایام در قراء وقصبات بلوک فسا زندگى مى‏کرده‏ و  بازماندگان ساسانیان در فارس بوده­اند و ایالت شبانکاره شهرستان­های امروزی استهبان، نی­ریز، داراب و گه­گاه فیروزآباد، کازرون و کرمان را به وجود می­آورند که از سال ۴۴۸ هجری قمری به مدت ۳۰۸ سال با ۲۹ پادشاه، سلطنت می­کنند و پایتخت آنها شهر ایگ (در مجاورت ایج کنونی استهبان) بوده اندولی برخی از سر  تسامح این گروه کردان را “ترک” نامیده‏اند. و واژه بساسیرى هم احتمالاً از واژه‏هایى است که در لهجه کردان شبانکاره براى نسبت به فسا به کار مى‏رفته است.

اگرچه درباره تاریخ ومحل تولد و چگونگى رشد ارسلان بساسیرى اطلاعى دقیق در دست نیست، اما مى‏توان حدس زد که ارسلان نیز از میان یکى از این قبایل شبانکاره فارس برخاسته است و در هنگامى که دیلمیان براى گردآورى سپاه به فسا آمده‏اند به بهاءالدوله پسر  عضدالدوله دیلمی پیوسته و مورد نظر وی قرار گرفته است .

به دلیل ارتباط دیلمیان با خلفای بغداد . ارسلان  رهسپار بغداد شده است به نقل از معاصرانش او شجاعت و جلادت و علو همت و شرف ابوت داشت…»و با ابراز لیاقت به همراه توسعه نفوذ دیلمان در بغداد در دوران جلال‏الدوله ابوطاهر و پسر او ملک رحیم، ، ابوالحارت که در واقع همان ارسلان است  در این شهر وسیع نفوذى یافت به نحوی که بر امرا وسرداران  ترک های دربار عباسی از نظر ثروت ، قدرت و یاوران پیشی گرفت و سپهسالار وبزرگ ترکان بغداد شد

اخبار بساسیری فقط از زمان پادشاهی جلال الدوله (۴۱۶ـ۴۳۵)، در پیکارهایی که پادشاه با خواهرزاده اش ابوکالیجار و عُقَیلیان موصل می کرده موجود است . چنان که در دوره پادشاهی المَلِک الرحیم * خسرو فیروز (۴۴۰ـ۴۴۷) که دوره نابسامانیهای پیاپی ناشی از بی انضباطی سپاهیان ترک بغداد، بود بساسیری تأثیر بسزایی داشت . (برای مثال در ۴۴۱ «انبار» را از قِرواش عُقیلی گرفت ،و در ۴۴۴ «بصره » را از برادر الملک الرحیم ستاند، در ۴۴۵برضد راهزنان عرب و کُرد در «بوازیج » اقدام کرد، و «دُبَیس »شیعی مَزْیَدی را که در جامعان ـ بعدها حلّه ـ گرفتار حمله بنی خَفاجه شده بود، یاری نمود و ابن‏اثیرمورخ بزرگ  حضور سیاسى و نظامى ارسلان را در بغداد از سال ۴۴۱ نشان مى‏دهد

درباره نفوذ بساسیرى مقدم غلامان ترک پادشاه بویهى، در بغداد، تاریخ نویسانى که در این باره قلم زده‏اند هم عقیده‏اند و حتى از محله‏اى خبر مى‏دهند که در نزدیکی باب الارخ و به بساسیری  منسوب بوده است.

قدرت گیری بساسیری و کینه وحسد ترکان و ترس آنان از وی سبب شد در بى‏ثباتى اوضاع در بغداد، بى‏قدرتى خلیفه و اختلافاتى که میان بساسیرى و حاکمان دیلمی  در جریان بود باعث شده بود تا بغداد در آتش فتنه بسوزد. در سال ۴۴۶ در نتیجه اختلافى که بین خلیفه وارسلان پدید آمد، ارسلان سر به طغیان برداشت و در بغداد و انبار به ایجاد رعب و وحشت پرداخت، در سال ۴۴۷ باز، بین ترکان بغداد به سرکردگى بساسیرى فتنه‏اى در مى‏گیرد که خلیفه و وزیر وى نیز در آن درگیر مى‏شوند و ویرانیها و قتل و غارتها، آرامش را از بغداد سلب مى‏کند و فقر و قحطى بر آنجا مستولى مى‏گردد و پس از آن‏که بساسیرى در سال۴۴۷ از بیم طغرل به شام گریخت، المستنصر باللّه، براى وى خلعت و هدایایى فرستاد و او را به مال بسیار مدد کرد و فرمانروایی شام را به او داد.

 قدرت یافتن ارسلان که با فاطمیان مصر هم مذهب بو دو اختلافات نژادى ارسلان، با اعراب که او و هموطنانش را به چشم موالى مى‏نگریستند و تربیت ایرانى مابانه وی در دستگاه بوییان سبب شد که  خواه ناخواه به قطب مخالف حکومت عباسی جذب  شود و،در دشمنى این سردار فسایى با خلیفه بغداد مؤثر افتد

 ارسلان در حدود ۴۴۸ نیز اقداماتی  عظیم برپا مى‏کند و مناطق واسط را تصرف مى‏کند و با نورالدین دبیس که عموی طغرل سلجوقی  مى‏جنگد و وى راشکست مى‏دهد و بر منطقه موصل نیز دست مى‏یابد.

 اختلافات شدید ارسلان با رئیس‏الرؤسا وزیرالقائم، که بنا به قول هندوشاه، خانه‏هاى ارسلان را سوخته و اموال وى را غارت کرده و حرم او را به برده گرفته بود نیز از عوامل عمده ستیز او باالقائم است.

تا سال ۴۵۰ هجرى قمرى، درگیریها و دشمنیهاى طغرل سلجوقى، با مدعیان فرمانروایی او سبب عدم حمایت موثر طغرل از خلیفه عباسی و جسورترشدن ارسلان در مخالفت با خلیفه عباسی گردد.و چون کسى که یاراى برابرى با بساسیرى را داشته باشد، وجود نداشت. بنابراین ارسلان به همراهى قریش بن بدران بن المقلّد، امیر بنى عقیل به بغداد آمد. لشکر خلیفه، از بغداد بیرون رفت و میان هر دو لشکر نبردهای بزرگی روی داد  و رئیس‏الرؤساء .نخست وزیر خلیفه عباسی گرچه، مال و سلاح بسیار برای  لشکر تهیه کرد اما هیچ فایده نداد و بساسیرى غالب شد

 بساسیرى رئیس‏الرؤسا را به خاطر بدیهایى که به وى کرده بود، بفرمود تا «به انواع، عذاب کردند و جامه‏هاى خَلَق در او پوشانیدند و پوست گاوى در او دوختند، چنان‏که سر و شاخهاى گاو بر سر او بود و بعد از این همه، دو قلاب آهنین در حلقه انداختند و صلب کردند تا بمرد».

  بساسیرى بیعت قضاه و نقباء و اکابر علویان و عباسیان، از براى ملک مصر بستد و در جامع منصور به نام‏المستنصر خطبه خواند و به نام وى سکه زد و فرمان داد در اذان بر رسم شیعه حى على خیرالعمل بگویند و این وضع از شوال ۴۵۰ تا ذى‏القعده ۴۵۱ ادامه یافت.

بازسازی و تعمیر بقعه و آستان عسکریین، امام هادی و امام حسن عسکری سلام الله علیهما،در شهر تاریخی سامراء اقدام کردند می توان ارسلان بساسیری را نام برد. وی پس از آن که بغداد را تصرف کرد، در ۴۴۵ ق تعمیراتی بر حرم انجام داد ؛ بنایی از گچ و آجر برمرقد ساخت و دو ضریح از چوب ساج بر قبر دو امام همام نصب۹ و اطرافش را با طلا تزیین کرد. این بنا تا ۶۴۰ ق باقی بوده است .

در سال۴۵۱،  طغرل بار دیگر رهسپار بغداد شد و بسا سیرى که یاراى برابرى با وى نداشت  به منطقه واسط گریخت. ولى طغرل با وى به جنگ پرداخت بساسیری در نبرد  با تیری که بر اسب او آمد بر زمین افتاد. آنگاه ، توسط ] کمشتکین [ دبیر عمیدالملک کُندُری * ، وزیر سلجوقی ، در سَقی الفُرات نزدیک کوفه کشته شد (در ۸ ذیحجه ۴۵۱)، و سرش را نزد سلطان بردند.
بدینسان ، ماجرای بساسیری پایان یافت . وی به مدت یک سال فرمانروایی فاطمیان را در بغداد رسمیت بخشید. گویند که به فرمان او چهل بار در آنجا به نام فاطمیان خطبه خواندندو پیروز شد و ارسلان را به چنگ آورد و بکشت و سر او را به بغداد فرستاد و در بازارها بگرداند (۲۰) و قائم خلیفه عباسی را که اکنون دست نشانده ای بیش نبود  به بغداد آورد و خلافت بخشید و خلیفه به همین جهت به طغرل لقب رکن‏الدین داد!.”.

لازم به ذکر است در مورد نام. مذهب. فرزندان. اقدامات عمومی ارسالان بساسیری برای مردم عراق و تاثیر حکومت ارسلان بر مردم فسا در آن زمان و خصوصیات روحی واخلاقی وی در مقاله زندگینامه فسایی فاتح بغداد به تشریح سخن  داریم ولی به دلیل عمومی بودن مطالب نشریه وزین عصر فسا ، این مقاله خلاصه ای کوتاه از زندگینامه فسایی  فاتح بغداد است که  توسط نگارنده برای نشریه تدوین شده است و در تهیه این خلاصه از مقاله ارسلان بساسیرى دکتر منصور رستگار فسایی در مجله یغما، مردادماه ۱۳۵۳ و منابع دیگر بهره گرفته شده است.

آخرین وضعیت سربازان حادثه دیده/ وجود بار اضافی یا مواد مخدر در اتوبوس قابل تائید نیست

آخرین وضعیت سربازان حادثه دیده/ وجود بار اضافی یا مواد مخدر در اتوبوس قابل تائید نیست

۵ تیر ۱۳۹۵ - ۱۴:۵۴:۵۷ کد مطلب: 7584

نماینده فسا در مجلس با تاکید بر وجودخطای انسانی در حادثه سقوط اتوبوس سربازان گفت: موضوعاتی از قبیل وجود بار اضافی یا جابجایی محصولات قاچاق و مواد مخدر در اتوبوس حامل سربازان قابل تایید نیست.

محمدجواد جمالی نوبندانی در گفت وگو با خبرنگار خبرگزاری خانه ملت، درخصوص آخرین اخبار از سقوط اتوبوس سربازان به دره در جاده نی‌ریز، گفت: طبق بازدید به عمل آمده  از سوی تعدادی از نمایندگان استان فارس از بیمارستان شهید رجایی شیراز مشخص شد که غریب به 20 نفر در این حادثه کشته شدند.

نماینده مردم فسا درمجلس شورای اسلامی، افزود: متاسفانه راننده این اتوبوس با 65 سال سن خود نیز دراین حادثه مصدوم شده است، اما طبق گزارش های پلیس این فرد به رغم داشتن تجربه کافی، عملکرد مناسبی درکنترل اتوبوس نداشته است؛ البته 2 نفر از این تعداد کشته شدگان از شهرستان فسا بوده و همگی جزو افسران وظیفه بودند.

وی با ابراز تاسف از وقوع چنین حادثه‌ای، تصریح کرد: به طورحتم پیگیری‌های لازم به منظور شناسایی دلایل وقوع این حادثه و اخبار مطرح شده در رسانه‌ها مبنی بر وجود بار اضافی یا مواد مخدر در اتوبوس انجام خواهد شد اما در حال حاضر درخصوص طرح برخی دلایل برای این حادثه نمی توان اظهارنظر قطعی کرد.

این نماینده مردم درمجلس دهم با تاکید براینکه خطای انسانی دراین حادثه محرز است، گفت: طبق اظهارنظر سرهنگ حمیدی رییس پلیس راه کشور خطای انسانی دراین حادثه مورد تائید است، همچنین اینکه راننده این اتوبوس با سن بالا قطعا نمی توانسته در شرایط بحرانی وسیله نقلیه را کنترل کند.

جمالی درخصوص روند درمان مصدومان این حادثه، گفت: مراحل اولیه درمان مجروحان در بیمارستان شهید رجایی شیراز به خوبی انجام شده و غریب به 10 نفر هم درحال حاضر در آی سی یو بستری هستند که باید روند درمان آنها با جدیت بیشتری پیگیری شود.

عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی در مجلس نهم، افزود: به طورحتم ابعاد این حادثه باید به دور از حاشیه و هیاهو و به صورت فنی دنبال شده تا اصل جریان به طور روشن مشخص شود.

نماینده مردم فسا در مجلس شورای اسلامی، درباره چگونگی پیگیری حادثه نی ریز در مجلس، تاکید کرد: پیگیری این موضوع در مجلس قرار نیست در قالب سوال از وزیر خاصی مطرح شود اما به طور حتم کمیسیون‌های تخصصی مجلس پیگیری این موضوع را برای روشن شدن ابعاد آن در دستور کار قرار می دهند./