نام P53 برگرفته از توده مولکولی آن می باشد که روی SDS-PAGE (سدیم دو دسیل سولفات پلی آکریل آمید ژل الکتروفورز ) به صورت یک پروتئین 53 کیلو دالتونی جدا می شود. اما اگر بر اساس تعداد اسیدهای آمینه آن شناسایی صورت بگیرد 43.7 کیلو دالتون خواهد بود این تفاوت به دلیل تعداد زیادی اسیدهای آمینه اطراف مولکول آن میباشد که در حرکت الکتروفورتیک سنگین تر از حالت طبیعی خود را نشان می دهد. این حالت در P53 گونه های مختلف شامل انسان ، جوندگان، قورباغه و ماهیها دیده می شود.
عملکرد P53:
P53 دارای مکانیسمهای ضد سرطانی زیادی
می باشد همچنین در آپپتوز، در پایداری ژنوم و جلوگیری از فعالیتهای رگزایی نقش
دارد. به عنوان عملکرد ضد سرطانی از مکانیسم های زیر استفاده می کند:
1 -
میتواند پروتئینهای ترمیم کنندهْ DNA را در مواردی که DNA
آسیب دیده تشخیص داده می شود فعال
نماید.
-2 با متوقف کردن چرخهْ سلولی در نقطهْ G1/S مانع رشد سلول شده تا آسیب تشخیص داده شده روی DNA ترمیم شود، بعد از ترمیم آسیب، مهارسلول برداشته می شود و سلول ادامهْ چرخهْ خود را انجام می دهد.
-3 آپپتوز را میتواند شروع نماید، آپپتوز مرگ برنامه ریزی شدهْ سلول است در حالتیکه آسیب DNA غیر قابل ترمیم باشد آپپتوز شروع خواهد شد.
مکانیسم عملکرد به این صورت است:
در حالت طبیعی P53 به مولکول mdm2 متصل بوده و غیر فعال می باشد به محض ایجاد آسیب DNA یا استرسهای سلولی دو حالت اتفاق می افتد.
الف: مهار P53 برداشته می شود و P53 فعال می گردد.
ب: میزان تولید P53 در سلول افزایش می یابد.
P53 فعال شده بهDNA وصل می شودو
باعث افزایش بیان چند ژن شامل WAF1/CIP1 می شود که مولکول P21 را کد می کنند.
P21 در فاز G1/S به CDK2 (Cycling Depended Kinas 2) متصل می شود و باعث مهار آن می گردد.
کمپلکس CDK2 برای ادامهْ
روند چرخهْ سلولی بسیار مهم می باشد و وقتی که P21 به آن متصل شد سلول نمی تواند وارد مرحلهْ بعدی تقسیم خود شود .
P53 جهش یافته نمی تواند برای مدت
طولانی به DNA وصل شود و در
نتیجه P21 نیز به مقدار
کافی در دسترس نخواهد بود تا سیگنال توقف تقسیم سلولی را ایجاد نماید، سلول به
صورت غیر قابل کنترل تقسیم خواهد شد و نتیجهْ آن ایجاد تومور خواهد بود. تحقیقات
اخیر اتصال مولکول P53 را به مولکول
دیگری بنام RB1 از طریق واسطه
ای بنام 14 P جهت مهار سیکل
سلولی نشان داده است.
بیانP53 را میتوان
به وسیلهْ قرار دادن سلول در معرض اشعهْ UV بررسی نمود. در این حالت اشعهْ UV باعث آسیب DNA شده و مقدار p53 در سلول افزایش می یابد.
پژوهشها نشان میدهد محافظهکاران و لیبرالها نه تنها متفاوت رأی میدهند بلکه ساختار مغز آنان نیز با هم تفاوتهایی دارد. امروزه تحقیقات در روانشناسی سیاسی سبب پدیدآمدن عنوانی به نام نوروساینس سیاسی یا نوروپلیتیک (Neuropoltics) شدهاست. هدف از نوروپلیتیک، گردآوری و یکپارچهسازی نظریات و روشها به منظور بررسی مکانیسمهای شناختی عصبی در شناخت و رفتار سیاسی است.
چندی پیش مطالبی را در حوزه عصبشناختی و گرایشهای سیاسی مطالعه کردم که برایم جالب بود. پیرو صحبتهای دکتر محسن رنانی در باب انتخابات و اهمیت پرهیز از اختلافات سیاسی و همچنین نزاع بیپایان و بینتیجه اصولگرایان و اصلاحطلبان در مباحث گوناگون اجتماعی و سیاسی، به نظرم مناسب رسید مطالب خواندهشده پیشین را با دیگران به اشتراک بگذارم. مطلب زیر ترجمه خلاصه چندین کار پژوهشی انجامیافته در حوزه تفاوتهای عصبشناختی جمهوریخواهان و دموکراتها در آمریکا است. محافظهکاران و لیبرالها جدا از تفاوتهای مسلکی در زمینه دیگری هم با هم فرق دارند: عصبشناختی.
شانزده مطالعه علمی رفتاری و عصبشناسانه گردآوری شده و با بررسی آنها به این نتیجه میرسیم که [در ایالات متحده] تفاوتهای میان جمهوریخواهان [محافظهکار] و دموکراتها (لیبرال / آزادیخواه] بیشتر از تفاوتهای سطحی است. به گفته استیون مارکاف، "اصولاً، برای هزارهها طرفهای مختلف داشتهاند سر هم داد میکشیده اند، و ما میخواهیم دریابیم که علت ریشهای این در کجا میتواند باشد." افرادی که گرایشهای سیاسی یکسانی دارند چه نقاط مشترک دیگری با هم دارند؟ آیا تنها حس همدردی و همدلی، هواداران یک نامزد انتخاباتی را گردهم میآورد؟ آیا گرایشات سیاسی افراد میتواند منشاء ژنتیکی داشتهباشد؟ اساساً واکنش به انتخاب یک نامزد سیاسی "عاطفی" است یا "عقلانی"؟
پژوهشها نشان میدهد محافظهکاران و لیبرالها نه تنها متفاوت رأی میدهند بلکه ساختار مغز آنان نیز با هم تفاوتهایی دارد. امروزه تحقیقات در روانشناسی سیاسی سبب پدیدآمدن عنوانی به نام نوروساینس سیاسی یا نوروپلیتیک(Neuropoltics) شدهاست. هدف از نوروپلیتیک، گردآوری و یکپارچهسازی نظریات و روشها به منظور بررسی مکانیسمهای شناختی عصبی در شناخت و رفتار سیاسی است. نوروساینس سیاسی دامنه وسیعی از علوم مانند نوروساینس، علوم سیاسی، روانشناسی، ژنتیکرفتاری، پریماتولوژی و الهیات را دربر میگیرد.در ادامه نتیجه یافتههای علمی شانزده مطالعه در جدول زیر ارائه شده است:
جدول زیر عملکرد مغزی لیبرالها و محافظهکاران را در سنین مختلف و همچنین گرایش های سیاسی دموکراتها و جمهوریخواهان نشان می دهد. 68% افراد انقلابی عملکرد مغزی محافظه کارانه را نمایش می دهند . 25% آزادیخواهان عملکر د مغزیشان محافظهکارانه است و 30% افراد مستقل عملکرد مغزی محافظه کارانه دارند.
با افزایش سن عملکرد مغزی محافظهکارانه افزایش مییابد. این موضوع از این نظر حائز اهمیت است که پیشبینی رفتار انتخاب کنندگان در انتخابات بستگی به اکثریت سنی شرکت کننده خواهد داشت. مثلا شاید قابل پیش بینی باشد زمانی که متولدین دهه 60 به سنین میانسالی برسند به دلیل جمعیت زیاد این دهه سنی تا بیست یا سی سال کشور ایران توسط افرادی با عملکرد مغزی محافظه کارانه اداره خواهد شد.
البته این تحقیقات در چند مورد، هنوز پاسخ روشنی ندارد. مثلاً این که افرادی که اصولا فاقد گرایش سیاسی هستند، عملکرد مغزیشان چگونه است؟ یا عملکرد مغزی تروریستها چگونه است؟ هر چند ظاهراً مطالعاتی در این خصوص در حال انجام است.
1.https://en.wikipedia.org/wiki/Neuropolitics
2.http://2012election.procon.org/view.resource.php?resourceID=004818
3. Michael D. Dodd, PhD, Amanda Balzer, PhD, Carly Jacobs, MA, Michael Gruszczynski, MA, Kevin B. Smith, PhD, and John R. Hibbing, PhD, "The Left Rolls with the Good; The Right Confronts the Bad. Physiology and Cognition in Politics," Philosophical Transactions of the Royal Society B: Biological Sciences, Mar. 5, 2012
4.Scott Eidelman, PhD, Christian S. Crandall, PhD, Jeffrey A. Goodman, PhD, and John C. Blanchar, "Low-Effort Thought Promotes Political Conservatism," Society for Personality and Social Psychology, 2012
5.Kevin B. Smith, PhD, Douglas Oxley, PhD, Matthew V. Hibbing, PhD, John R. Alford, PhD, and John R. Hibbing, PhD, "Disgust Sensitivity and the Neurophysiology of Left-Right Political Orientations," PLOS ONE, Oct. 19, 2011
6.Ryota Kanai, PhD, Tom Feilden, Colin Firth, and Geraint Rees, PhD, "Political Orientations Are Correlated with Brain Structure in Young Adults," Current Biology, Apr. 7, 2011
7.Erik G. Helzer and David A. Pizarro, PhD, "Dirty Liberals! Reminders of Physical Cleanliness Influence Moral and Political Attitudes," Psychological Science, Mar. 18, 2011
8.glas R. Oxley, PhD, Kevin B. Smith, PhD, John R. Alford, PhD, Matthew V. Hibbing, PhD, Jennifer L. Miller, Mario Scalora, PhD, Peter K. Hatemi, PhD, and John R. Hibbing, PhD, "Political Attitudes Vary with Physiological Traits," Science, Sep. 19, 2008
م
روشن کردن ژن های خاموش شده با استفاده از CRISPR/Cas9
محققین تکنیک جدیدی را با استفاده از CRISPR/Cas9برای روش کردن ژن های خاموش شده و تغییر سرنوشت سلول ها طراحی کرده اند.
به گزارش بنیان به نقل از medicalxpress، توانایی کنترل بیان ژن ها در سلول ها به محققین اجازه درک عملکرد و دستکاری سرنوشت سلول ها را می دهد. اخیرا، محققین یک روش انقلابی را در زمینه ویرایش ژن ایجاد کرده اند که CRISPR/Cas9 نام دارد. این روش به آن ها اجازه می دهد که به طور دقیق بخش های خاصی از DNA را به ژنوم اضافه کنند، بردارند و یا آن را جایگزین کنند. این روش کارآمدترین، ارزان ترین و آسان ترین ابزار موجود تا به امروز برای ویرایش ژن محسوب می شود. اما محققین هنوز نتوانسته اند به طور موثر از آن برای فعال سازی ژن ها استفاده کنند.
اما به تازگی تیمی از محققین ژاپنی در دانشگاه هوکاییدو روش قدرتمندی را برای رسیدن به این خواسته طراحی کرده اند. ژن ها درون سلول ها سوئیچ های مربوط به خودشان تحت عنوان پروموتور را دارند. زمانی این سوئیچ ها خاموش هستند که متیله باشند. محققین شدیدا خواستار روش کردن این ژن های خاموش شده هستند. آن ها یک مکانیسم ترمیم DNA به نام MMEJ را با CRISPR/Cas9 ترکیب کردند بطوریکه پروموتور متیله را با استفاده از CRISPR/Cas9 برش دادند و سپس یک پروموتور غیر متیله را با استفاده از MMEJ وارد کردند و در نتیجه یک سوئیچ خاموش را با یک سوئیچ روشن جایگزین کردند. آن ها این ابزار را روی یک ژن سلول عصبی به نام OLIG2 و ژن NANOG سلول های بنیادی جنینی تست کردند تا کارایی آن را در سلول های کشت شده بررسی کنند. ظرف پنج روز، آن ها شواهدی را یافتند که این ژن ها شدیدا بیان می شوند. مثلا در مورد روشن کردن OLIG2 در سلول های بنیادی انسانی کشت داده شده، سلول های با کارایی بسیار بالا ظرف مدت 7 روز به نورون تمایز یافتند. به نظر می رسد که این ابزار پتانسیل استفاده در دستکاری بیان ژن ها، ایجاد مدارهای ژنتیکی و یا مهندسی سرنوشت سلول ها را داشته باشد.
اندیشیدن را جدی بگیریم.
اندیشیدن به آنچه کم داریم. مردان و زنانی هستند که اندیشیدن را جدی گرفته باشند؟
اندیشیدن باید به مثابه یک کار مهم تلقی شود.
بند زبان را ببندیم و بال اندیشه را بگشاییم.
برای گفتن همیشه وقت هست ولی برای اندیشیدن ممکن است دیر شود.
به اندیشه مان بیندیشیم!
خوش درخشیدن در اندیشیدن است.
![]() |
![]() |
![]() |