تبریک معنادار احمدی‌نژاد با حضور بقایی!!؟

محمود احمدی‌نژاد در پیام نوروزی خود تاکید کرد: امروز اندیشه ها و ارزش های نوروز به سرعت در حال گسترش در همه جهان است.
به گزارش شهدای ایران،محمود احمدی‌نژاد در پیام نوروزی ویدیویی بقایی را کنار خود نشاند و عید را تبریک گفت.


تبریک معنادار احمدی‌نژاد با حضور بقایی!!؟+عکس

  متن پیام نوروزی محمود احمدی‌نژاد به شرح ذیل است:

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم عجل لولیک الفرج والعافیة والنصر واجعلنا من خیر انصاره و اعوانه والمستشهدین بین یدیه

یا مقلب القلوب و الابصار، یا مدبر اللیل و النهار، یا محول الحول و الاحوال، حول حالنا الی احسن الحال

سلام بر توی ای بهار مردمان

سلام بر تو ای خرمی دوران

نوروز و حلول سال نو و بهار جدید را به محضر حقیقت بهار و نوروز و روح عالم، انسان کامل، حضرت امام زمان (عج)، تک تک مردم عزیز و بزرگ ایران زمین، رهبری معظم انقلاب، همه کسانی که نوروز را جشن می گیرند و همه ملت های جهان تبریک و تهنیت عرض می نمایم.

نوروز برآمده از عمق فطرت الهی، جشن انسان، جشن پاکی و مهرورزی و زنده شدن مکرر انسان در بستر تاریخ و رمز و راز آفرینش جهان و انسان است.

نوروز نوید تحقق همه آرزوهای تاریخی بشر و میل به کمال خلیفه اللهی است. نوروز بشارت شکوفایی حقیقت انسان و برپایی همه ارزش های الهی و انسانی در جامعه بشری در سایه رهبری و مدیریت انسان کامل است. هر نوروز یک گام به جلو است.

خوشبختانه با تصویب سازمان ملل متحد، نوروز یک جشن جهانی اعلام شده و با ثبت یونسکو در فهرست میراث معنوی جهان قرار گرفته است.

امروز اندیشه ها و ارزش های نوروز به سرعت در حال گسترش در همه جهان است.

نوروز در هر سال با سالگرد یک واقعه مهم، یعنی ملی شدن نفت، همراه بوده است و امسال با تقارن ولادت یگانه عالم، مادر پاکی ها و دلیل خلقت جهان، حضرت زهرای اطهر(س) رنگ و بو و طراوت و الهام بخشی دیگری یافته است.

بار دیگر عید نوروز را به همگان و بویژه خانواده معظم شهیدان، جانبازان و آزادگان تبریک عرض می نمایم.

از خداوند منان ؛ سلامتی، عزت، عدالت و آزادی برای همه بشریت در سایه ظهور یگانه منادی توحید و عشق، حضرت امام زمان(عج) و تحقق همه آرمان های بهاری را مسالت دارم.

سلام بر انسان، سلام بر آزادی، سلام بر عدالت، سلام بر بهار، سلام بر بهاریان.

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

خاطره سرلشکر جعفری از خوابیدن روی آسفالت سرد

فرمانده کل سپاه در کتاب «کالک‌های خاکی» خاطره‌ای را از روز ۲۲ بهمن و آزادیش از بازداشتگاه رژیم شاه بیان می‌کند.
به گزارش شهدای ایران؛ به نقل از میزان، حوالی بعد از ظهر روز دوشنبه 22 بهمن ماه 1357، از آخرین بازداشتی بداقبالی که به جمع ما ملحق شد وضعیت بیرون را جویا شدیم. او گفت: «نگران نباشید. کار اینها تمام است. کل رژیم در حال سرنگونی است.»

ساعت 5 بعد از ظهر، هر چه نگهبان‌ها را صدا زدیم هیچکس جوابمان را نداد. فهمیدیم همه زندانبان‌های ما از آنجا فرار کرده‌اند و ما مانده‌ایم و خودمان و لاغیر! ناچار با همان دست‌های بسته شروع کردیم به شکستن در سلول. با دردسر بسیار بالاخره موفق شدیم از بازداشتگاه خارج شویم. حین جست و جوی ساختمان، تعدادی اسلحه پیدا کردیم و به همان تفنگ‌ها مسلح شدیم.

در گوشه و کنار پادگان هنوز نظامیانی بودند که مقاومت می‌کردند. تعدادی هم، گیج و سردرگم، نمی‌دانستند چه کاری باید انجام بدهند. همه آن نظامی‌ها را، که حدود صد نفر می‌شدند، یک جا جمع کردیم و به آنها گفتیم: «چرا بیهوده دارید مقاومت می‌کنید؟ فرماندهان کله گنده شما فرار کرده‌اند.

شما هم بهتر است به مردم ملحق بشوید.» بعد از یک ساعت صحبت، آنها کوتاه آمدند و سلاحشان را زمین گذاشتند و تسلیم شدند. در این فاصله تعدادی جوان مسلح انقلابی به داخل پادگان رخنه کردند. ما، وقتی دیدیم نظامی‌ها تسلیم شده‌اند، به جوان‌هایی که داخل پادگان آمده بودند، گفتیم: «این نظامی‌ها داوطلبانه تسلیم شده‌اند. شما با آنها کاری نداشته باشید.»

خیلی دوست داشتم بدانم خارج از محوطه بسته آن پادگان چه خبر است. برای همین سریع از پادگان بیرون زدم و با مشاهده اولین تاکسی، که از آنجا رد می‌شد، به راننده گفتم: «آقا، میدان 24 اسفند؟» راننده تاکسی بی‌درنگ گفت: «بپر بالا داش!» با اسلحه‌ای که همراهم بود سوار تاکسی شدم. از راننده پرسیدم: «چه خبر از شهر؟» شنگول و سرحال جواب «همه چیز تمام شده. ممد دماغ رفت بر دست کوروش و داریوش جونش!»

[همراهی نظامیان با مردم در پیروزی انقلاب اسلامی]

حال و هوای خیابان‌های پایتخت هم همین واقعیت را نشان می‌داد. مردم از زن و مرد و پیر و جوان، خوشحال و سرمست، مسلح و غیر مسلح، مشغول جشن و پایکوبی بودند. تاکسی که به میدان 24 اسفند رسید، با خودم گفتم بهتر است، قبل از هر کاری، بروم لباس‌های کثیفم را عوض کنم تا بعد ببینم چه باید کرد. به در منزل که رسیدم. موقع ورود به خانه، متوجه شدم کلید ندارم.

یادم آمد جاسوییچی مرا در همان تفتیش بدنی اولیه از من گرفته‌اند. با کلی تارزان بازی خودم را به بالای دیوار رساندم و جلوی نگاه‌های متعجب رهگذران، در حالی که یک قبضه ژ 3 را حمایل کرده بودم، پریدم داخل حیاط خانه. آن شب، به استحمام و شستن رخت چرک‌ها و خوردن شامی مختصر گذشت. سرم را که روی متکا گذاشتم، در جا بی‌هوش شدم.

صبح روز بعد، با همان رفقا، رفتیم سمت پادگان دژبان مرکز در خیابان جمشیدآباد. تعدادی از سران دستگیرشده رژیم شاه آنجا نگه‌داری می‌شدند؛ کله گنده‌هایی از قماش امیرعباس هویدا ، تیمسار نعمت الله نصیری ، سپهبد مهدی رحیمی ، آخرین فرماندار نظامی تهران و حومه. به گروه مسلح ما مأموریت دادند حفاظت از این افراد را بر عهده بگیریم. دو سه روز همان جا بودیم. بعد حفاظت آنجا را به گروه دیگری تحویل دادیم و رفتیم دنبال کار و زندگی خودمان.

با اینکه چند روزی از سرنگونی رژیم پهلوی سپری شده بود، بقایای عناصر ساواک کم و بیش درصدد توطئه و ترور و اغتشاش در محلات تهران بودند. به منظور مقابله با تحرکات آنها، مقابل در ورودی اصلی دانشگاه تهران سنگربندی کردیم تا از آنجا بتوانیم مقابل دشمنان انقلاب بایستیم. دیگر برای خودمان یک پا چریک شده بودیم.

اکثر شب‌ها داخل آن سنگرها روی کف سرد آسفالت می‌خوابیدیم. شب‌هایی هم که به خانه می‌رفتیم، برای اینکه به خودمان نشان بدهیم چقدر با راحت طلبی بیگانه هستیم، بدون تشک و متکا، روی زمین شب را به صبح می‌رساندیم.

باورمان این بود که انقلابی که به سختی پیروز شده نیازمند پاسداری است و پاسداری از چنین انقلابی با روحیه مبتنی بر راحت طلبی در تضاد مطلق است.

*سرلشکر محمد علی جعفری فرمانده کل سپاه پاسداران/ "کالک های خاکی"

بازداشت استاد دانشگاه قزوین

 حجت الاسلام و المسلمین صادقی نیارکی دادستان قزوین از بازداشت یکی از اساتید عضو هیات علمی دانشگاه بین المللی امام خمینی (ره)  قزوین به اتهام توهین به مقدسات خبر داد.

 

وی ادامه داد: طبق گزارش واصله چندی پیش این استاد دانشگاه سر کلاس‌های درس به مقدسات توهین کرده بود.

 

حجت الاسلام و المسلمین صادقی نیارکی تصریح کرد: این فرد بازداشت و با قرار وثیقه  روانه زندان شد.

 

آیا این عکس جلیلی تبلیغاتی است؟

 امیر حسین ثابتی: می گویند این عکس تبلیغاتی است! اشکال ندارد! در دوره ای که دولتمردان کشور حتی برای انتخابات و تبلیغات نیز حاضر نیستند به محرومین و مردم عادی کوچه و بازار سر بزنند و برای رای جمع کردن و تبلیغاتشان دنبال #کنسرت و #ایرباس و دغدغه های 5% مردم هستند، اگر کسی برای تبلیغات و انتخابات هم به سراغ محروم ترین نقاط کشور برود و با آنها عکس بگیرد شرف دارد به آنهایی که ماهیانه 57 میلیون حقوق می گیرند و و خود را ذخیره نظام می خوانند و این مردم را نه در محاسبات «مدیریتی» شان بلکه در محاسبات «انتخاباتی» شان نیز دخیل نمی کنند!

اما آنهایی که سعید جلیلی را بهتر می شناسند خوب می دانند که این عکس برای او «هویتی» است نه «تبلیغاتی»؛ به زبان ساده تر یعنی کسی که در تمام سالهای قبل و بعد از مسئولیت اش در وزارتخارجه و شورای عالی امنیت ملی بدون تشریفات و محافظ در بین مردم بوده و همه منتقدان او نیز بر «پاکدستی»، «تواضع» و «مردمی بودنش» اذعان دارند هیچ گاه برچسب «انتخاباتی» به او نمی چسبد؛ کما اینکه در همه این سالها نیز بارها به عنوان «نماینده رهبر معظم انقلاب در شورای عالی امنیت ملی» در مناطق محروم مختلف  از کرمان تا هرمزگان و سیستان و بلوچستان و اهواز و ... حاضر شده و خیلی مواقع مشاهداتش از این سفرها را بدون هیچ تبلیغات و سر و صدایی در جلسات مختلف به گوش مسئولان دولتی رسانده و حتی پیام ها و نامه های مردم را به دولتمردان کنونی تحویل داده است.

آیا این عکس جلیلی تبلیغاتی است؟

گفت و شنود؛ قضا!

روزنامه کیهان در ستون گفت و شنود امروز چهارشنبه ۲۵ اسفند ۹۵ در متنی کنایه آمیز درباره سخنان اخیر سخنگوی دولت واکنش نشان داد.

 

گفت: سخنگوی دولت گفته است؛ منتقدان کیلویی حرف می‌زنند!

گفتم: خب! ایشان لااقل یک‌گرم یک‌گرم به انتقادها پاسخ بدهد!

گفت: دولتمردان زبان پاسخ ندارند ولی تا دلت بخواهد خروار خروار وعده می‌دهند!

گفتم: وعده بدون عمل چه فایده‌ای دارد؟

گفت: فعلا که چند خروار وعده بی‌عمل روی دست دولت مانده است و معلوم نیست در مقابل اینهمه وعده عمل نشده چه پاسخی دارد؟!

گفتم: چه عرض کنم؟! شخصی در وصیت‌نامه‌اش نوشته بود، نماز قضا ندارم ولی برایم 30 سال وضوی قضا بگیرید!