غافل از یاد شهدا...

 

هیــــــچ میـــــدآنی چــِـــــرآ بی حآصــِــــلیـــــم؟

چــــون کــِــــه اَز یـــــآدِ شــَـــهیــــدآن غآفـِلیــــــم

شهدا هنوز پشت خاکریز منتظر لبیک اند...


 


شهدا هنوز پشت خاکریز منتظر لبیک اند...

 

بیدار شو رفیق من.... شهدا  منتظرن



رضا و مصطفی چمران...



هم سگ خرید و فروش می کرد، هم دعواهاش حسابی سگی بود!!

یک روز داشت می رفت سمت کوهسنگی برای دعوا !  و غذا خوردن که دید یه ماشین با آرم ”ستاد جنگهای نامنظم“ داره تعقیبش می کنه.

شهید چمران از ماشین پیاده شد و دست اونو گرفت و گفت: ”فکر کردی خیلی مردی؟!“

رضا گفت:بروبچه ها که اینجور میگن.....!!!

چمران بهش گفت: اگه مردی بیا بریم جبهه!!

به غیرتش بر خورد، راضی شد و راه افتاد سمت جبهه......!

مدتی بعد....


به گمنامی نرفتند تا ما نامدار شویم....



"اگر برای خداست،بگذار گمنام بمانم"

شهید گمنام


شهید مسعود گنجی آبادی


بعضـــے ها وقتــــے مـے رونــــد آن قَدر سبکبارنــــد ڪه آدم بهشان غبطه مـے خورَد ...

دَر وصیــــت نامـــه اش نوشته بـــود :

" فقط هَفـــت تا نماز غفیله ام  قضا شده ؛ لطفـــــاً برایم بخوانیــــد! "

(شهید مسعود گنجی آبادی)