احمد
توکلی درباره اهمیت جلسه امروز صندوق توسعه ملی نوشت: رئیس صندوق یک
تکنوکرات، مانند موارد برخوردشده قبلی نیست؛ بلکه یک سیاستمدار است که در
دو کابینه دولت اصلاحات وزیر بوده است و احتمالاً از پشتیبانی برخی تشکلها و
شخصیتها برخوردار است.
به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران جوان،
احمد توکلی نماینده مردم تهران در مجلس در کانال تلگرامی خود نوشت: "با
پشتیبانی از روحانی و سراج در برخورد با مدیران خائن، مدیران خدوم را دلگرم
کنیم.
در دو سه روز گذشته دولت برخورد قاطعی با مدیران خائن در
امانت و بیدغدغه نسبت به مردم از خود نشان داد. وظیفه همه است که از دولت
تقدیر کنند. رئیس بازرسی کل در موضعگیری بسیار شفافی علیه یک پیوند قدرت و
ثروت، این امید را آفرید که زین پس از بازرسی کل خدمات بیشتری دیده خواهد
شد. باید از آقای سراج هم تشکر کرد.
شنبه 95.04.12، هیئت امنای
صندوق توسعه ملی بهریاست آقای دکتر روحانی برای رسیدگی به وضع رئیس و
اعضای هیئت عامل صندوق تشکیل جلسه میدهد. هیئت نظارت بهریاست آقای سراج
هم بدون حق رأی در جلسه حاضر میشوند. این جلسه آزمایش بسار مهمی برای هیئت
امناء است که چه رأیی میدهد و برای هیئت نظارت که چگونه موضع میگیرند.
اهمیت این نشست جهات زیادی دارد که یکی از آنها این است که رئیس صندوق یک
تکنوکرات، مانند موارد برخورد شده قبلی نیست؛ بلکه یک سیاستمدار است که در
دو کابینه دولت اصلاحات وزیر بوده است و احتمالاً از پشتیبانی برخی تشکلها و
شخصیتها برخوردار است.
تا چند روز پیش رئیس صندوق 281 میلیون از
باقیمانده وام ظالمانه 300 میلیونی دریافتی و 200 میلیون تومان از مزایای
حرام دریافتی را نیز بازگرداند. معاونش 91 و دیگر اعضای هیئت عامل نیز هریک
حدود 70 میلیون بازگرداندند. این کار بخشی از اقداماتی است که باید درباره
آنها اعمال شود.
این بیمروتان که نه شغل نامناسب برخی از امیران
ارتش ایران در دوران بازنشستگی بهخاطر کمی بازنشستگی (با پوزش از این
بزرگان)، نه تنفروشی بعضی از نوامیس این مملکت بهخاطر فقر، نه افسردگی
جوانان تحصیلکرده بیکار که در کنج خانه در برابر چشمان اشکبار پدر و
مادرشان کز کردهاند و نه دهها صحنه دردآور دیگر، هیچ کدام برایشان
دغدغهای نمیآفریند و حتی با جعل عنوان کمکهزینه اوقات فراغت فرزندان، به
بیت المال دستبرد میزنند، خائناند. با خائنان همان کنید که علی فرمود: "از
همکاران و دستیاران خویش بر حذر باش، اگر یکى از آنان دست به خیانت دراز
کند و گزارشهای مأموران پنهان تو پشتیبان هم در خیانتش بودند، همین
گزارشها تو را بس باشد. پس او را بهجرم خیانت تازیانه بزن، و آنچه از
خیانت به چنگ آورد، از او بازستان. سپس او را در جایگاه ذلّت و خوارى
بنشان، و داغ خیانت را بر او بگذار، و طوق ننگ و بدنامى را به گردنش
بیاویز." (نامه 53 نهج البلاغه)
دولت و دستگاههای نظارتی بدانند که
مردم پشتیبان آنها خواهند بود و یکی از ثمرات برخورد علوی با مدیران خائن،
دلگرمی اکثریت مدیران خدوم خواهد بود".
بعیدی نژاد گفت: آرامش، تواضع، طمانینه، دقت نظر و
نگاه عمیق راهبردی سرلشگر محمد حسین باقری در مباحث امنیت بینالمللی برای
بنده بسیار تاثیرگذار بود.
به گزارش گروه خبر خبرگزاری برنا، حمید بعیدینژاد
مدیرکل سیاسی و امنیت بینالملل وزارت امور خارجه در کانال تلگرام خود
نوشت: بنده البته در سطحی نیستم که در کنار بیانیههای مقامات عالی کشور
بخواهم مراتب تبریک خود را خدمت فرمانده سلحشور دوران دفاع مقدس سردار
سرلشگر محمد حسین باقری جهت انتصاب به فرماندهی ستاد کل نیروهای مسلح به
ایشان عرض کنم. ولی به حسب وظیفه مایل بودم تجربه شخصی خودم را از
ویژگیهای شخصیت ایشان با شما در میان بگذارم.
بنده توفیق داشتم در سالهای طولانی فعالیت در حوزه مباحث خلع سلاح و
امنیت بینالمللی، چندین بار در جلسات مختلفی که جهت اتخاذ تصمیم در خصوص
برخی مواضع مهم کشور برگزار میشد و ایشان هم در سمت معاونت ستاد فرماندهی
کل نیروهای مسلح نیز در آن جلسات شرکت داشتند حضور داشته باشم. صادقانه عرض
میکنم که آرامش، تواضع، طمانینه، دقت نظر و نگاه عمیق راهبردی ایشان در
مباحث امنیت بینالمللی برای بنده بسیار تاثیرگذار بود.
اینجانب به عنوان یک شهروند افتخار میکنم که ریاست کل ستاد فرماندهی
نیروهای مسلح کشورمان بر عهده فردی است که ضمن آنکه به عنوان یکی از
فرماندهان شجاع و غیور حضور موثری در سالهای دفاع مقدس را در کارنامه خود
دارند، سالهاست که در سمتهای ارشد فرماندهی در ستاد کل نیروهای مسلح صاحب
تجربیات عالی مدیریتی است. بیتردید دانش و تجربه ایشان در کنار سرلشگر
غلامعلی رشید در مقام جانشینی فرمانده ستاد کل نیروهای مسلح که ایشان نیز
علاوه بر تجارب گرانقدر فرماندهی در دوره دفاع مقدس از استراتژیستهای
بزرگ نظامی کشور هستند و در این حوزه تحصیلات عالی نیز دارند در کنار
سجایای اخلاقی و آرامش تاثیرگذار ایشان سرمایه بزرگی برای نیروهای مسلح
کشور است.
دو بازیکن سابق تیمهای استقلال و شاهین عکس یادگاری با علی پروین در زمین خاکی انداختند.
به گزارش گروه ورزش
خبرگزاری برنا، علی پروین، پیشکسوت باشگاه پرسپولیس که افتخارات بسیار
زیادی را با این تیم دارد هیچگاه از فوتبال محلی و بازیکنانی که در زمین
خاکی بازی میکردند غافل نمیشد.
در عکسی که در زیر آمده دو بازیکن قدیمی
فوتبال ایران یعنی وحیدی امیری بازیکن سابق تیمهای استقلال، پاس و وحدت و
همچنین محمود معمار بازیکن تیم شاهین در کنار علی پروین با حضور در زمین
دهاتیها مشغول فوتبال در زمین خاکی هستند.
نکته جالب در این عکس قرار گرفتن وحید امیری
بازیکن سابق استقلال در کنار پروین میباشد و حالا بعد از سالها شاهد
حضور وحید امیری جدیدی در ترکیب پرسپولیس هستیم.
شاید
شغلتان شما را انتخاب کرده باشد و شاید از بد روزگار، پشت این میز و روی
این صندلی گرفتار شده باشید، اما باور کنید همه این طوری نیستند، یک عده
از مردم در یک جاهایی از دنیا زندگی میکنند که در نوجوانی به جای نوشتن
انشاء در مورد تابستان در مورد این فکر میکنند که میخواهند در آینده چه
کاره شوند و یکی از چیزهایی که راهنماییشان میکند همین است؛ این که کجا
پول بیشتری در میآید.
بسته
به این که در کجای دنیا زندگی کنید، مشاغل پر درآمد در اطرافتان متفاوت
خواهند بود، در آمریکا، نه کارآفرینها و نه بانکدارها و نه حتی وکیلها
نیستند که بیشترین درآمد سالانه را دارند، از میان 10 شغل پردرآمد در
آمریکا هفت تایشان شاخههای پزشکی را پوشش میدهند.
مجله فوربس در پایان سال گذشته میلادی در گزارشی بر اساس شرایط کار،
درآمد، آینده شغلی، استرس شغلی و ردهبندی مشاغل در میان جدولهای گرایش،
فهرست 10 شغل پردرآمد را منتشر کرده است.
رتبه دهم در این جدول، داروسازی است با درآمد سالانه بیش از 120 هزار
دلار. رتبه نهم به کنترلکنندههای ترافیک هوایی در فرودگاهها رسیده است
که در سال 122 هزار دلار درآمد دارند . با شغل تحلیل داده، درآمد شما 124
هزار دلار در سال خواهد بود. ششمین شغل این جدول، ارتودنسی است با در آمد
نزدیک به 129 هزار دلار .
با رشته مهندسی پالایش، در آمد 130 هزار دلاری منتظر شماست. اگر
دندانپزشک بشوید میتوانید 146 هزار دلار درآمد داشته باشید. مدیران
اجرایی ارشد شرکتها میتوانند تا 173 هزار دلار پول در بیاورند.
سومین شغل در میان پردرآمدترینها پزشکی عمومی است با درآمد سالانه 180
هزار دلار، روانشناسها تا 181 هزار و 200 دلار در سال در میآورند.
اما پردرآمدترین شغلی که در آمریکا میتوانید به دست بیاورید، جراحی
است، که با فاصله بسیار زیاد از مشاغل دیگر، سالانه تا 352 هزار دلار
درآمد دارد.
مشاغل حوزه پزشکی در آمریکا پردآمدترین شغلها هستند
در بریتانیا، دهمین شغل پردرآمد سال 2015 متعلق به مدیران فناوری و
آیتی است که بیش از 103 هزار دلار درآمد داشتهاند، کنترل ترافیک هوایی
112 هزار دلار درآمد دارد و متخصصان حقوقی میتوانند تا 117 هزار دلار
درآمد داشته باشند.
خانواده پزشکی که در آمریکا پردآمدترین حوزه شغلی محسوب میشود در
بریتانیا در رده هفتم درآمد قرار دارد و تا 117 هزار دلار درآمد دارد،
مدیران موسسههای مالی میتوانند تا کمی بیش از 117 هزار دلار در سال
دربیاورند. در حالی که مدیران مالی تا 119 هزار دلار در آمد دارند.
خلبانها میتوانند تا 127 هزار دلار در سال در آمد داشته باشند.
هر سه شغل بالای این جدول، در کشوری که قلب بازار های مالی دنیاست، به
حوزه معاملات مالی متعلق است. مدیران بازاریابی در بریتانیا تا 130 هزار
دلار درمیآورند، مدیران و مقامات ارشد شرکتهای مالی درآمدی بالغ بر 178
هزار دلار در سال دارند و کارگزاران مالی، که پردرآمدینترین شغل این کشور
را دارند میتوانند تا 186 هزار دلار سالانه در آمد داشته باشند.
مشاغل مربوط به بازار های مالی در بریتانیا پردرآمدترینها هستند
در سنگاپور، دهمین شغل پردرآمدی که میتوانید داشته باشید کارگزاری
است که درآمدی حدود 89 هزار دلار دارد، مدیران میانی کمپانیها تا 98 هزار
دلار در سال در آمد دارند. پزشکان عمومی میتوانند 111 هزار دلار در سال
به خانه ببرند و برای مدیران شرکتها این رقم به 116 هزار دلار میرسد.
استادان دانشگاه حدود 125 هزار دلار در سال در آمد دارند و مدیران عامل
شرکتها درآمدشان به 160 هزار دلار میرسد. درآمد وکلا میتواند تا 167
هزار دلار برسد و پزشکان متخصص در رتبه سوم جدول درآمد سنگاپور هستند و در
آمدشان با اختلاف از همتایانشان در آمریکا، به 205 هزار دلار در سال
میرسد.
اما دو پله بالایی جدول درآمد در سنگاپور متعلق به مشاغل دولتی است.
وزرا در سنگاپور سالانه 818 هزار دلار درآمد دارند و پست نخستوزیری یک
میلیون و 634 هزار دلار حقوق سالانه دارد.
خیلی وقتها ممکن است یادمان نباشد که برای چه کار میکنیم و چه کاری
برای رسیدن به شغلمان انجام دادهایم؟ تقریبا تمام مشاغل پردرآمد در تمام
دنیا نیازمند تحصیلات قابل قبول دانشگاهی هستند که در نظام های سختگیرانه
آموزشی به دست آوردنش کار چندان راحتی هم نیست، به نظر میرسد اگر همه چیز
سر جای خودش باشد، جور هندوستان کشیدن واقعا به شما کمک خواهد کرد تا به
طاووسی که آرزویش را دارید برسید!
صحبت از
انتشار 3000 فیش حقوقی است. اگر از امروز تا انتخابات ریاست جمهوری دهم 300
روز باقی مانده باشد یعنی انتشار روزانه 10 فیش حقوقی!
بازاری که تا انتخابات برای مخالفان دولت رونق خواهد داشت. اما آیا
منتشرکنندگان به این فکر کرده اند که با انتشار این فیش ها چه چیز را نشانه
رفته اند؟
به
گزارش ایسنا، اگر دولت اصلاحات به گفته رییس آن دولت هر 9 روز با یک بحران
مواجه بود، امروز عده ای در انفعال تیم رسانه ای دولت تدبیر و امید تلاش می
کنند دولت روحانی را هر روز با یک بحران مواجه کنند. درست است که پیروز ی
اعتدال در انتخابات 92 کام ملت را شیرین کرد، اما تلخکامی آن برای برخی
دلواپسان هنوز باقی است و گویا بنا دارند به هر قیمتی _ حتی به قیمت سلب
اعتماد عمومی از نظام جمهوری اسلامی _ راه شکست اعتدال را در انتخابات 96
هموار کنند.
به نظر می رسد قصه پرغصه فیش های حقوقی در این آشفته بازار رسانه ای و
شبکه های اجتماعی از همین جا نشات بگیرد. فیش حقوقی یک مدیر دولتی با مبلغی
بیش از حد معمول منتشر می شود. هنوز اثر سیلی اول باقی است که سیلی های
بعدی از چپ و راست به صورت دولت می خورد. 50 میلیون، 30 میلیون، 17 میلیون،
... و 230 میلیون! افکار عمومی حساس می شود. باید هم بشود. کارگر و
کارمندی که دریافتی ماهانه اش به یک میلیون تومان نمی رسد حق دارد از حقوق
های آنچنانی مدیران عصبانی شود. اعتراض ها بالا می گیرد. عکس فیش های حقوقی
در گوشی های موبایل دست به دست می شود. اما هیچ کس از خود نمی پرسد چه شد
که به یکباره این موج به راه افتاد؟ آیا همه این فیش ها مثل هم هستند یا
برخی از آن ها معوقات سنوات گذشته بوده اند؟ آیا این دریافت ها قانونی بوده
یا غیرقانونی؟ و ...
موجی که به گفته یک اسماعیل دوستی انگار یک توطئه است که تمام دولت ها
را زیر سوال می برد. وی در جلسه شورای شهر می گوید: این در حالی است که ما
در نظام جمهوری اسلامی مدیران با ایمان و صادق کم نداریم. مدیرانی که حتی
از دریافت حقوق قانونیشان امتناع می کنند و سفرهای کاریشان را با هزینه
شخصی انجام می دهند. در این شرایط هر روز با نام بردن اسم یکی از مدیران
تنها موجب خواهیم شد سلب اعتماد مردم بیشتر شود. در این فضا دیگر مدیری
باقی نخواهد ماند.
در این میان سخنگوی دولت، سراسیمه به جای آن که افکار عمومی را روشن کند
برای فرار از بدنامی عذرخواهی می کند اما این کار در میان افکار عمومی به
عذر بدتر از گناه تعبیر می شود و دست منتشرکنندگان را برای انتشار فیش های
بیشتر بازتر می کند. هر چند نوبخت از تشکیل اتاق فکری خبر می دهد که در سال
پایانی دولت یازدهم بنا دارند دولت را تحت فشار قرار دهند و اعلام می کند
که از این پس باید بیش از اینها منتظر چنین فشارهایی بود.
رییس جمهور نیز دستور پیگیری این موضوع را به معاون اولش می دهد تا با
متخلفان برخورد شود. اما کدام متخلفان؟ کسانی که بر مبنای قانون مدیریت
خدمات کشوری علاوه بر حقوق، پاداش، مزایا و اضافه کاری دریافت کرده اند و
از نظر خودشان تخلفی انجام نداده اند. به راستی چند نفر هستند که اگر بر
مبنای قانون بتوانند حقوق چند 10 میلیونی دریافت کنند از آن صرف نظر خواهند
کرد؟ از طرفی این سوال مطرح نمی شود که این قانون از چه زمانی ابلاغ و
اجرایی شده است؟ چرا از سال 1386 که این قانون در حال اجراست هیچ کدام از
دستگاه های نظارتی به سراغ بررسی فیش حقوقی مدیران نرفتند و به یکباره
امروز این راز مگو برملا می شود؟
الته بهمن کشاورز، رییس اتحادیه سراسری کانونهای وکلای دادگستری ایران
در این زمینه اظهار می کند: اگر این دریافت ها مستند و مبنای قانونی داشته
باشد جای بحث و جدلی نخواهد بود و تفاوت نمی کند این پرداخت ها در دوران
کدام دولت انجام شده باشد؛ چرا که شاید محمل قانونی داشته باشد. اما اگر
برای آنها مجوز قانونی وجود نداشته باشد باز هم این سوال مطرح می شود که در
این مدت نسبتا طولانی مراجع نظارتی به چه کاری مشغول بوده اند و به این
ترتیب حقوق دریافتی مسئولان و ماموران این مراجع را جزو کدام گروه از حقوق
های پیش گفته باید طبقه بندی کرد؟
در این ماجرا به جای آن که با سرچشمه داستان به صورت منطقی رفتار شود
برخی از مدیرانی هدف قرار می گیرند که کوچشان از دولت به بخش خصوصی نه تنها
حقوق هایی بیشتر را برایشان به ارمغان خواهد آورد بلکه جای خالیشان ممکن
است تبعات سنگین تری برای دولت به همراه داشته باشد. ماجرایی که با جنجال
رسانه ای تر و خشک را باهم خواهد سوزاند و مدیریت بسیاری از مدیران لایق را
نیز زیر سوال خواهد برد چرا که بعد از انتشار فیش های جنجالی وقتی نام
مدیر دولتی به چشم می خورد فیش های نجومی می درخشد.
به گفته یک عضو هیئت علمی گروه مدیریت و حسابداری دانشگاه شهید بهشتی
اگر تراز لازم میان حقوق بخش دولتی و بخش خصوصی وجود نداشته باشد، احتمال
انتقال نیرو از سطح دولت به سطح بخش خصوصی وجود دارد و این موضوع امر مسلمی
است. اگر مدیران بخش دولتی احساس کنند که امکان حضور و فعالیت در بخش
خصوصی دارند و در بخش دولتی از مزایای کافی برخوردار نیستند، قطعا به بخش
خصوصی منتقل میشوند.
بهروز دری البته بر لزوم بازنگری اساسی در علت برخی پرداختها، توسط
دولت تاکید و بیان می کند: البته لزوم بازنگری در برخی پرداختهای دولتی
وجود دارد و در واقع باید نظام پرداختها سازماندهی شود ولی نباید به
گونهای شتابزده عمل شده و مسائل رسانهای شود تا فشاری غیر متعارف به
سیستم مدیریتی دولتی وارد شود، این موضوع به صلاح نیست. این موارد ممکن است
باعث تصمیمات شتابزده شده و افرادی که امکان کار در بخش خصوصی دارند، عرصه
را خالی کنند و از دولت بروند. اکنون در قضیه حقوق مدیران دولتی حاشیهها
بیش از متن قضیه را پیگیری میکند.
همین چند سوال کوتاه و بسیاری سوالات دیگر قطعا افکار عمومی را دچار
چالش کرده و این سوال اساسی مطرح می شود که وقتی دولت دهم چنین مجوزی را
داده و این مساله تا دولت یازدهم ادامه یافته است و از نظر مشی سیاسی تفاوت
این دو دولت از زمین تا آسمان است و هر کدام به جناح متفاوتی تعلق دارند
پس دیگر به چه دولتی می توان اعتماد داشت؟ مساله ای که بسیاری از
منتشرکنندگان فیش های حقوقی یا از آن غفلت کرده اند و یا حتی ممکن است به
عمد انجام دهند تا به قول اسماعیل دوستی توطئه ای را علیه همه دولت ها
ترتیب دهند اما بیش از آن که ضربه زدن به یک دولت خاص به حساب بیاید به
آبروی نظام جمهوری اسلامی لطمه وارد خواهد کرد و در درازمدت دود آن به چشم
همه خواهد رفت.
کمتر از یک سال تا انتخابات دوازدهمین دوره ریاست جمهوری باقی مانده و
طبیعی است که گروه های مختلف سیاسی از الان خور و فضای رسانه ای را برای
حمایت از کاندیدای مورد نظرشان آماده کنند اما اقدامات این چنینی با توجه
به سوابق قبلی و سکوت رسانه ای برخی دلواپسان در قبال بسیاری از موضوعاتی
که منافع ملی کشور را به خطر انداخته بود بیش از آن که رنگ و بوی شفاف سازی
داشته باشد شائبه سیاسی کاری و حمله به دولت یازدهم را به وجود آورده است
تا دولت را در منگنه چالش فیش های حقوقی قرار دهد و از آب گل آلود ماهی
انتخاباتی خود را بگیرد غافل از اینکه با ایجاد بی اعتمادی در مردم ممکن
است باعث به قهر آنها از صندوق های رای شود.